تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بسيارى در نزد عامه دارد . البته غذايى كه از سفرهء پادشاه داده مىشود علاوه‌بر امتياز خاص بسيار مأكول و لذيذ است ، چه سفرهء شاهى از بهترين و لذيذترين اغذيه آماده مىشود . در شهرهاى كوچك يك صنعت‌كار به ساختن تخت و در و ارابه و ميز مىپردازد و حتى چه بسا كه اتاق يا خانه‌اى را كه بايد اين اثاث در آن جاى داده شود همان شخص بنياد مىنهد . پر واضح است كه يك نفر نمىتواند به‌طرز خوب و بىعيب از عهدهء ساختن اين همه اشياى مختلف برآيد . در شهرهاى بزرگ ساختن هريك از اشياى مختلف به عهدهء صنعت‌كار مخصوصى است . حتى گاهى صنعت‌كارى در ساختن كفش مردانه تخصص مىيابد و ديگرى در ساختن كفش زنانه استاد مىشود ، يكى قوارهء لباس را مىبرد و ديگرى آن را مىدوزد . بديهى است شخصى كه همّ خود را مصروف به ساختن يك كار مخصوص كند ، در آن كار ماهر مىشود . هم‌چنين است هنر آشپزى . اگر بنا شود يك نفر همّ خود را مصروف آماده كردن اتاق ، مرتب ساختن اثاثهء خانه ، نظافت و ساير امور كند و ضمنا به كار طباخى نيز بپردازد مسلم است كه همه را ناقص خواهد ساخت ؛ درصورتىكه مثلا اگر آشپزها كوشش خود را فقط در فراهم ساختن غذا از گوشت پخته و كباب و سرخ‌كردن ماهى و نان بر وفق مذاق ارباب خود مصروف بدارند ، در فن خويش سرآمد خواهند شد و دست‌پختشان نيز لذيذ و مطبوع و كامل مىشود . چون كورش اين اصول را در زندگانى خود مراعات مىكرد و بدان پاىبند و علاقه‌مند بود ، نظم كاملى در بارگاهش مشهود بود و هركس تكليف خود را مىدانست و بدان عمل مىكرد . كورش اسباب و وسايل ديگرى به كار مىبرد تا در نزد همه‌كس پيوسته محبوب و مطاع باشد ، بد نيست شمه‌اى از آن را نقل كنيم : كورش ثروت فراوانى داشت و تمولش بيش از كليهء ياران و هواخواهانش بود ولى بيش از عموم اطرافيان خود فتوت و جوان‌مردى و بذل و بخشش داشت . سفرهء كورش گسترده و شامل خاص و عام بود . اين رسم هم‌اكنون در نزد پادشاهان پارس معمول و متداول است ، گرچه ثروت هيچ‌كس به ثروت پادشاهان پارس نمىرسد ، در عوض در بذل و بخشش نيز با آنان برابرى نكنند . از جمله عطاياى خاصهء كورش گردن‌بند و دست‌بند جواهرنشان و اسب‌هاى اصيل با مهار طلا بود . كورش كه در داد و دهش و بذل و بخشش سرآمد اقران بود در برقرار ساختن نظم در سرتاسر كشور وسيع خود نيز به همان درجه ساعى و جاهد بود . رفتارش با ملل مغلوب پدرانه بود و حتى در گوشه‌هاى دوردست امپراتورىاش كه براى رسيدن به آنها چندين ماه طول مىكشيد ، عموم رعايا در خصب و نعمت به سر مىبردند و اوامرش را مانند دستورات پدر مهربانى اطاعت مىكردند . در روزگار كدام پادشاهى غير از كورش سراغ داريم كه حتى پس از مرگ كسانىكه بنياد پادشاهىشان به‌دست او برچيده شده است ، وى را پدر و ولىنعمت خويش بخوانند !