انجام دادن تكاليف و وظايف سنگينش منحرف نساخت .
اينها نكات برجستهء اخلاق مهذب و حميده و رفتار شايستهء كورش بود و به سبب چنين صفات پسنديده ، بارگاهش ملجأ خاص و عام گرديد و هركس از وضيع و شريف يا فقير و مستمند بااخلاص و ارادت به آنجا رو مىآورد مستفيض و اميدوار و دلخوش بازمىگشت ، چه در بارگاه كورش هيچگاه نهيب خشم و غضب يا قهقههاى بلند ، كه هردو ناشى از افراط و انحراف از جادهء اعتدال است ، شنيده نمىشد . پيوسته روح نظم و آهنگ و اميد در آن حكمفرما بود ، هر كس به آن نزديك مىشد بهخوبى درك مىكرد كه در اين قصر و بارگاه مرد مدبر و عاقلى حكومت مىكند كه عدالت و اعتدال شعار اوست . رعاياى سرزمينهاى وسيع و اقوام مختلف امپراتورى و ملازمان درگاهش جز اين چيزى نمىديدند و جز اين آرزويى نداشتند .
كورش از نگاه داشتن حرارت و شوق سربازان نيز يكدم غافل نبود و به منظور مداومت در تمرين جنگى ، سربازان و سران سپاه خود را به شكار تهييج مىكرد . مىگفت شكار بهترين تمرين جنگى و مفيدترين روش در تكامل فن سوارى و تيراندازى است . زيرا شكارچى مجبور است در زمينهاى مختلف به دنبال هدف خود بتازد ، به هواى دسترسى به شكار كه به هرسو دوان است ورزيده و آزموده و تربيت مىشود ؛ و نه تنها در فن تيراندازى و سوارى ماهر مىشود ، بلكه در كار و مجاهدت ، تحمل سرما و گرما ، بردبارى در مقابل انواع سختىها و مرارتها ، گرسنگى و عطش پرطاقت مىشود و نيك تمرين مىيابد . اين بود كه خود و يارانش به شكار رغبت خاصى داشتند و اين تفريح را مفيدترين و مردانهترين امرار وقت مىدانست و به آن مبادرت مىورزيد .
كورش معتقد بود آنكس براى فرماندهى سپاه و ادارهء امور ملك واقعا شايسته است كه در همهء سجايا از زيردستانش برتر باشد . حالات و رفتار و معتقدات كورش اين اصل را در نظر او و عموم رعايا و بزرگان اقوام مختلف مسلم ساخت و جملگى به صلاحيت و مزايا و خصايل نيك و تدبير و كفايت او در همهء امور معترف بودند .
به منظور تربيت و ارشاد ديگران ، هرروز خود را در اعتدال خلق و تهذيب رفتار و فنون و تدابير جنگى پختهتر مىساخت . چون از ادارهء امور فارغ مىشد براى تفريح و تفرج جرگهء شكار ترتيب مىداد و حتى چنانچه فرصتى براى شكار در كوه و بيابان نبود به تعاقب آن در باغ بزرگى كه در قصر خود آماده داشت و انواع حيوانات در آن رها نموده بود مىپرداخت . كورش هيچگاه به استراحت نمىپرداخت مگر اينكه در نتيجهء تاختوتاز يا تمرينهاى جنگى فرسوده و خسته شود . به اسبان خود خوراك نمىداد مگر پس از اينكه خسته و گرسنه شوند . در هر صحنهء شكار پرچمداران سلطنتى حضور داشتند و در اين مورد نيز جملگى به برترى و مهارت و چابكى او كه
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: گزنفون
ص٢٣٣