تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
در واقع بايد اذعان كرد كه كورش فقط يك فاتح چيره‌دست نبود بلكه رهبرى خردمند و واقع‌بين و براى ملت خويش پدرى مهربان و گران‌مايه بود . كورش اشخاصى به عنوان چشم و گوش شاه در سراسر قلمرو شاهنشاهى خود گسيل داشته بود . اين اشخاص موثق را از بين محارم خاصه انتخاب مىنمود و در حقشان با اكرام بسيار رفتار مىكرد . به كسانىكه از راه حميت و از روى عقل و تجربه نصايح نيكويى در اداره و قوام امپراتورى مىدادند پاداش‌هاى بزرگ عطا مىكرد و همين امر سبب شد كه هركس بكوشد تا راه بهتر و وسيلهء مفيدترى بيابد و ارائهء طريق كند . كورش علاوه‌بر اشخاصى كه چشم و گوش شاه خوانده مىشدند ، مأموران بسيار ديگرى در اطراف و اكناف كشور داشت . چون عقيده داشت يك مرد واحد به‌ندرت مىتواند همه‌چيز را خوب ببيند و رموز همه‌كار را به نيكى و با فراست درك كند ؛ به‌خصوص ، عيب ديگرى هم مزيد مىشود كه همانا انحصار مأموريت‌هاى مهم به اشخاص معين و محروم نمودن استعداد ديگران است و در نتيجه مناصب بزرگ و حساس به دست عدهء معدودى مىافتد و مايهء فساد مىشود . بالاخره وقتى مردم بدانند كه نمايندهء پادشاه همان يك نفر است از او برحذر خواهند ماند و حقايق كشف نمىشود . كورش به اين نكته خوب پى برده بود . سخنان همه را به‌دقت مىشنيد و از حقيقت امور به خوبى واقف بود و به آنچه مىگذشت آشنا مىشد . اين است كه شهرت داشت پادشاه چشم و گوش بسيار دارد و هيچ امر جزئى از نظر او پنهان نمىماند . مردم كه يقين داشتند آنچه بخواهند به سمع شاه خواهد رسيد و رفتارشان از نظر تيزبينش مكتوم نخواهد ماند ، گفتار و كردار خود را اصلاح مىكردند ، چه او را پيوسته شاهد و ناظر عمل خويش مىدانستند ؛ به‌خصوص وقتى مىديدند كوچك‌ترين غفلتشان مورد مؤاخذه قرار مىگيرد و به‌عكس در ازاى عمل نيك و رفتار پسنديده ، حتى اگر اندك باشد ، پاداش نيك دريافت مىداشتند . داد و دهش و صلات و عطاياى فراوان كورش ، چون پادشاهى به غايت ثروتمند بود ، چندان درخور تعجب نيست ولى آنچه مايهء تحسين و مباهات است اين است كه از راه بذل و كرم و حسن‌تدبير ، گرد خود گروهى از دوستان صميمى و ياران فداكار فراهم ساخت كه در همهء امور با اخلاص كامل با وى معاضدت مىكردند و در قوام امور ملك و آبادى از هيچ مجاهدتى فروگذار ننمودند . كورش مكرر خاطرنشان مىكرد كه پادشاه نيك مانند چوپانى است كه هدايت گله‌اى را به عهده دارد ؛ به همان‌گونه كه شبان از رمهء خود منتفع نخواهد شد مگر اين‌كه وسايل رفاه و نعمت آنان را فراهم سازد ، پادشاه نيز از مملكتش برخوردار نخواهد شد مگر وقتى كه شهرها و رعايايش در آسايش باشند . بديهى است با چنين نظر بلند و رفيع توانست بنيان امپراتورى خود را استوار كند و بر خود ببالد و بين مردان نامى به نام پدر رعيت مشهور شود .