چون براى نگاهدارى و ارتقاى امپراتورى عظيمى كه بنياد نهاده بود احتياج به ماليهاى بس وسيع و نقدينهء فراوان داشت ، لذا اصلاح وضع مالى مردم و وصول ماليات منظم را در صدر امور ملك قرار داد . اما كورش در ادارهء امور امپراتورى بزرگ خود به حدى مستغرق مىشد كه ديگر مجال و فرصتى براى او باقى نمىماند ، لذا به فكر افتاد همان نظمى را كه در سپاه مراعات مىشد ، در ادارهء امور مملكت نيز بهكار برد ؛ بدينمعنى : در هر لشكر جوخهها تحت امر سرجوخه ، رسدها تحت فرمان رسدبان ، هنگها و لشكرها تحت فرمان فرماندهان خود ، هر دسته از فرماندهان تحت امر يك سردار اداره مىشد . سرداران و سركردگان بزرگ از شخص كورش دستور مىگرفتند و امور واحدهاى خود را بر طبق آن اداره مىكردند . همين روش را در كار ملك نيز اعمال كرد بهطورىكه هر رشته از امور به يك نفر سركردهء بزرگ سپرده شد و همان چند نفر سران بودند كه با كورش به كنكاش مىپرداختند و كليات امور را تحت نظر او رتقوفتق مىكردند . پس از برقرار ساختن اين سلسله انتظامات دوستان و ياران خود را ترغيب مىنمود كه در ادارهء كارها مراقبت كنند و ضمنا فراغت كافى براى رسيدگى به امور مهم ديگر نيز برايش باقى مىماند .
كورش وقت فراغت خويش را صرف اصلاح خويش و كسانىكه گردش بودند نمود . در اين امر نيز با تدبير و كياست و تسلط تمام عمل كرد و مىخواست اطرافيان و رؤساى هريك از رشتههاى امور مملكتى به فراخور حال خود تربيت شوند و صاحب سجايايى شوند كه مايل بود دارا باشند . قبلا هريك از بزرگان كه صاحب ضياع و عقارى بودند و براى امرار معاش محتاج به دريافت مقررى نبودند ملزم نموده بود هرروز به بارگاهش بشتابند ، و چنانچه قصور مىورزيدند آنها را مورد مؤاخذه قرار مىداد . زيرا معتقد بود زير نظر او جرئت ندارند مرتكب رفتار زشت و ناپسندى شوند . كورش مىگفت اعمال برگزيدگان از نظر تيزبين او مخفى و پنهان نخواهد ماند و چنانچه كسى در امر حضور روزانه در بارگاه قصور و تعلل ورزد ناچار يا مرتكب كارى زشت شده است يا مبتلا به بطالت و مشغول عيش و عشرت است . بدينجهت مرتكبين اين قصور را مجازات مىنمود ؛ قبلا بايد توضيح دهيم چگونه اين اشخاص را مجبور كرده بود مرتبا به حضورش حاضر شوند . وى به يكى از محارم خود دستور مىداد كه مدعى مال يكى از بزرگان شود و آن را غصب نمايد . شاكيان باحرارت و سرعت بسيار به درگاه كورش روى مىآوردند و عجز و لابه آغاز مىكردند . كورش مدتى به سخنشان وقعى نمىنهاد و توجهى به عرض حالشان نمىكرد تا اينكه سرانجام به شكايتشان گوش مىداد . آنگاه به عنوان مراعات نظم و نوبت ، قضاوت و صدور حكم را به مدت بعيدى احاله مىداد . اتخاذ اين روش بدين منظور بود كه آنان را عادت دهد تا مرتبا در بارگاه شاهى حاضر شوند و اميدوار باشند . اين اولين وسيلهاى بود كه به يارى آن جملهء سران قوم خود را مكلف مىكرد در دربار حاضر شوند تا جايى
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: گزنفون
ص٢٣٠