فرمانهاى اوست كه بدون مكث به سوى هدف خود پيش رفتيم . صفوف متراكم سربازان باانضباط به فرمان سردار خويش در ميدان كارزارهاى متعدد پيروز و سرافراز بيرون آمدند . در هر كارزار بهمحض ظاهر شدن سربازان كورش ، دشمن مغلوب و منهدم شد . چرا ، براى اينكه كوچكترين فرمان او را كوچكترين سرباز از جان و دل اطاعت كرد . ما سپاه رويينتن و پيروز نشديم مگر به بركت انضباط و اطاعت از فرمان سردار خود . اما اين نظم و انضباط كه بزرگترين و بهترين وسيله براى نصرت و كسب افتخار و ثروت است ، بهمراتب در حفظ و نگهدارى آنچه بهدست آوردهايم لازم و واجب است . مگر فراموش كردهايد كه غالب ما چندى پيش جسارت فرمان دادن به ديگران را نداشتيم ، بلكه بهعكس از ديگران فرمانبردارى مىكرديم ، زيردست و مطيع ديگران بوديم . ولى امروز ، شما كه در اين مجلس نشستهايد هريك بر عدهاى فرمانروايى داريد ، عدهاى بر سرزمينهاى بزرگ و برخى بر ايالات كوچكتر حاكماند . شما البته مايل هستيد كه در قدرت خويش پاىدار بمانيد ، اما اين امر وقتى ميسر است كه شما نيز مانند سابق از آن كسى كه اينهمه لياقت و تدبير در فرماندهى بهكار برده است اطاعت كنيد و حق نعمتش را بهجا آوريد . اشتباه نكنيد ، من هيچگاه شما را به ذلت و بندگى دعوت نمىكنم . تفاوت ما با بندگان و اسيران اين است كه آنان از راه اجبار و به زور تن به فرمان فرمانروايشان مىدهند ، و حال آنكه ما مردان آزادى هستيم و چنانچه بخواهيم از نعمت آزادى برخوردار بمانيم از فرمان كسى پيروى مىكنيم كه بزرگى و قدر و كفايت و حسن تدبيرش بر همهء ما مبرهن و مسلم باشد و متابعت از دستور و راهنمايىهايش ، رمز سعادت و نيكبختى و عين بهروزى و نيكى است . شما بارها ديدهايد كه هر شهرى كه تمشيت امور خود را بهدست مرد بزرگى بسپرد كه به قوانين حرمت مىگذارد ، هيچگاه از دشمن زيان نمىبيند و به قيد اسارت درنمىآيد . پس اى ياران من ، همانطور كه كورش مقرر داشت ، گرد كاخ سلطنت بمانيم ، از آنچه ضامن حفظ تسلط و برترى ماست پيروى كنيم ، فرمان كورش را از جان و دل بپذيريم ؛ چه اطمينان داريم كه آنچه كورش مصلحت مىداند و مقرر مىدارد ، عين صلاح و خير و بركت و مبشر سعادت جملگى ماست ، نفع ما يكسان و صلاح و خير ما مشترك است ، چون همه داراى دشمن واحدى هستيم و در يك جبهه و عليه يك دشمن بايد مبارزه كنيم . »
پس از اينكه سخنان كريزانتاس به پايان رسيد عدهء بسيارى از پارسيان و متحدين برپا خاستند و به شدت كف زدند و سخنانش را مورد تمجيد و تحسين قرار دادند . قرار شد عموم سركردگان هرروز صبح بهحضور كورش باريابند و دستورها و فرمانهاى او را بهكار ببندند . اين روش در كليهء كشورهاى آسيا كه داراى پادشاهى هستند معمول و رايج است . در كليهء تعاليم كورش بهخوبى مشهود است كه غرض و نيت اصلى او تقويت قدرت خود و تعالى و سربلندى
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: گزنفون
ص٢٢٨