تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
كريزانتاس سخنان كورش را تأييد كرد و ديگران را دعوت نمود كورش را شاه خود بنامند . تشكيلات كاخ سلطنتى كه به دستور كورش بنياد نهاده شد . براى تشويق ديگران به اين‌كه نيكى و تقوا را شعار خود سازند تقوا و راستى را پيشهء خود كرد . عشق كورش به شكار . قدرت و جلال او . سياست كورش نسبت به غلامان و بزرگان .

فصل اول تشكيلات كاخ سلطنتى . كردار و رفتار كورش

اين بود سخنان كورش . كريزانتاس برپا خاست و گفت : « بارها شده است كه دوستان من ، و خود من ، در موارد خاصى به اين مطلب پى برده‌ايم كه يك شهريار نيك ، پدرى نيك براى رعيت است . پدران كوشش مىكنند كه فرزندانشان از هيچ فضيلتى محروم نمانند . كورش نيز نصايحى به ما داد و راه‌هايى پيش ما گذارد تا ما از بركت سعادت برخوردار شويم و پيوسته شاد و بزرگ بمانيم . اما در پاره‌اى از سخنانش ابهامى بود كه حال من سعى مىكنم آن را روشن‌تر بيان كنم . آيا هيچ‌گاه شنيده‌ايد كه سرزمين دشمن به‌دست لشكريان ناتوان و بدون نظم و انضباط مسخر شود ؟ يا شنيده‌ايد كه شهرى از دوستان و متحدين شما توسط چنين سپاهى دفاع شود ؟ آيا ممكن است سپاهى كه فاقد نظم و انضباط باشد به پيروزى نايل شود ؟ آيا به اين مطلب پى برده‌ايد كه هر سپاه آن‌گاه مقهور مىشود و شكست مىخورد كه افراد از رساندن كمك به يك‌ديگر باز بمانند و هريك به فكر كار خويش باشد و براى نجات خود تلاش كند ؟ كدام كار نيك و بزرگى سراغ داريد كه بدون اطاعت افراد از فرمان‌ده برگزيده ، كه بر ديگران تفوق دارد ، به پايان رسيده باشد ؟ كدام كشورى است كه جز از اين راه اداره شود و بزرگ و سعادتمند باشد ؟ حتى كدام خانه‌اى را سراغ داريد كه جز از راه حفظ نظم و حرمت به بزرگ‌تر ، كانون خوش‌بختى باشد ؟ كدام كشتى است كه بدون فرمان ناخدا به مقصد برسد ؟ به‌وضع خودمان دقت كنيم ، آيا اين همه موفقيت و پيروزى كه نصيب ما شده است جز از راه اطاعت و فرمان‌بردارى از سردار سلح‌شور و مدبرى كه به ما فرمان داد و ما را راه‌نمايى كرد ، ممكن بود ؟ به بركت اطاعت از