تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
- پس تو نه تنها از شمارهء آنان بلكه از وضع صفوفشان نيز اطلاع دارى . - حتى مىدانم كه از كجا و به چه نحوى خيال حمله دارند . - اول بگو كه شمارهء افراد آنان تقريبا تا چه حدود است . - پياده و سواره‌نظام آنان شامل سى لشكر مسلح است ، به استثناى قواى مصريان ، و اين عده در مساحتى در حدود چهل استار مستقر شده‌اند . من با دقت بسيار مساحتى را كه اين قوا اشغال كرده‌اند اندازه گرفته‌ام . - مصريان چه نقشه‌اى دارند ؟ چون گفتى به استثناى قواى مصرى . - لشكريان مصرى از قسمت‌هاى ده هزار نفرى تشكيل شده‌اند ، صد صف و هر صف شامل يكصد نفر ، سازمان قواى مصريان از اين قرار است . اما كرزوس به اكراه زياد به اين آرايش و صف‌بندى تن داد زيرا مترصد بود كه گسترش جبهه‌اش به‌مراتب از طول جبههء تو زيادتر باشد . كورش سؤال كرد : « به چه منظور چنين قصدى داشت ؟ » - لابد بدين‌منظور كه ما را احاطه كند . - بهتر است مراقب كار خويش باشند و به قصد احاطه كردن ما خودشان به تله نيفتند و محصور نشوند . بسيارخوب ، اى آراسپ ، آنچه اطلاع از جانب تو لازم بود دريافتم . حال ياران من ، هريك به آنچه به‌عهدهء خود بايد بگيريد خوب گوش فرادهيد : به‌محض اين‌كه از اينجا خارج شديد به‌سراغ زين و يراق و اسب و سلاح خود برويد ، خوب بازديد كنيد ، غالبا اتفاق افتاده است براى چيز خيلى كوچكى اسب و ارابه در ميدان كارزار مهمل و بىفايده مىماند . فردا صبح پيش از طليعهء آفتاب كه من مشغول عبادت هستم ، عموم سربازان چاشت بخورند و مهياى كارزار باشند اسب‌ها نيز آماده شوند تا مبادا سرباز يا اسب با شكم گرسنه مجبور به نبرد شود . تو آراسپ ، طبق معمول در جناح راست قرار بگيرد و شما سركردگان سپاه ، هريك در رأس صفوف سپاه خود آماده باشيد . عموم ارابه‌ها حاضر و مهيا باشند . نبايد در حين كارزار به چنين كارى مبادرت شود . هر دسته از سربازان به دو قسمت تقسيم شوند و بر سر جاى خود حاضر باشند . » هر دسته مركب از بيست و چهار سرباز است . يكى از سركردگان سؤال كرد : « اى كورش ، آيا اطمينان دارى با آرايشى به چنين عمق بتوانيم در برابر ستون‌هاى عميق دشمن مقاومت كنيم ؟ » كورش سركرده را مخاطب ساخته گفت : « تو آيا تصور مىكنيم عمق زياد ، وقتى سربازان صفوف مؤخر كه در پشت سر هستند نتوانند با اسلحهء خود ضربهء مؤثر به حريف وارد آورند ، مفيد و مؤثر واقع خواهد شد ؟ من مايل بودم كه عمق صفوف دشمن به‌جاى يكصد ، ده هزار سرباز باشد ، ما در آن‌وقت با عدهء سربازان به مراتب كمتر در مصاف بوديم ، حال آن‌كه صفوف ما ، با عمقى كه من معين كرده‌ام ، جملگى در وارد كردن