تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
استحكامات لازم را بسازيم . اگر چنين كنيم ، آن طرفى چيره خواهد شد كه بيش از حريف آذوقه و مهمات در اختيار دارد و ديگرى ناچار خواهد شد وضع دفاعى به خود بگيرد و محصور شود . وضع ما در حال حاضر درست مانند وضع كشتيبانانى است كه هميشه بر روى امواج دريا سير مىكنند ، نه آن مسافتى كه طى كرده‌اند در اختيار آنان است ، نه فاصله‌اى كه بايد دريانوردى كنند به آنان تعلق دارد . مگر اين‌كه بر قلاع دشمن دست يابيم ، در اين صورت ما در مواضع خويش مستقر خواهيم شد و به انتظار فرصت مناسب خواهيم نشست . و اما آن كسانى كه مأمور خواهند شد به نقاط دوردست بروند نبايد به دل بيمى راه دهند . زيرا ما كه خود دور از وطن خويش مشغول مبارزه هستيم متعهد مىشويم كه در نزديكى قلب دشمن بيدار باشيم . بر شماست كه سرزمين‌هاى آسور را كه در مجاورت مواضع شماست كشت و زرع نماييد . ما كه در مجاورت دشمن قرار داريم با او به نبرد خواهيم پرداخت و شما فرصت آن را خواهيد داشت كه به راحتى به زراعت و جمع محصول خود بپردازيد . زيرا مسلما دشمن مجال آن نخواهد داشت كه ما را رها كند و مزاحم شما باشد . » پس از خاتمه بيانات كورش عموم سركردگان برپا خاستند و جملگى اعلام داشتند كه حاضرند به‌همين قرار بكوشند . سياكزار نيز موافقت خود را اظهار داشت . گاداتاس و گوبرياس نيز اعلام داشتند كه چنان‌چه متحدين موافقت نمايند متعهد خواهند شد هريك قلعهء مستحكمى بسازد . كورش كه ديد جملهء حضار ، بىچون‌وچرا نقشهء او را پذيرفتند و تصميم دارند آن را با شعف و شوق وافر اجرا نمايند گفت : « چون همهء ما از دل و جان به اجراى آنچه ضرورى ديده‌ايم همت گماشته‌ايم ، بكوشيم تا ادواتى را كه براى منهدم نمودن استحكامات دشمن به‌كار مىرود تهيه نماييم و به جمع‌آورى كارگر براى ساختن برج و باروى محكم اقدام كنيم . » سياكزار و گوبرياس و گاداتاس و تيگران متعهد شدند كه هركدام يك ماشين قلعه‌كوبى بسازند . كورش وعده داد كه بكوشد تا دو ماشين آماده كند . در همان جلسه اشخاصى كه صلاحيت كافى براى سرپرستى اين كارها را دارا بودند برگزيده شدند . كورش كه پيش‌بينى مىنمود انجام دادن اين كارها مدتى وقت لازم خواهد داشت ، اردوى خود را در محلى كه مناسب براى حمل و نقل و ارتباط بود مستقر كرد ، در هر محل كه مناسب مىديد به حفر سنگر و احداث استحكامات اقدام مىنمود ولو اين‌كه از عمده قوا مجزا باشد . از كسانى كه به آن سرزمين آشنايى داشتند استفسار مىكرد كه به دست آوردن غنايم در كدام ناحيه سهل‌تر است . خود چندين فقره لشكركشى جهت تأمين غذاى سپاهيان و هم‌چنين اقداماتى براى احتراز از رخوت سربازان را سرپرستى كرد . بعضى از اسرا يا اشخاصى كه از بابل رسيدند اظهار داشتند كه شاه آسور به ليدى عزيمت