تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نمىبرم . از يغماى اموال دشمن مستطيع شده‌ايم و از شراب دشمن سرمست و خوشيم . روزگار پر از تهديد و هراس ما حال مبدل به جشن و شادى شده است . آيا سزاوار است كه يك چنين متحد و يارى را رها كنيم ؟ » سپس نوبت گوبرياس رسيد و گفت : « متحدين و ياران عزيز ، ما تا حال جز تمكين از حسن تدبير و تمجيد از درايت كورش چيزى نگفته‌ايم ، چون كورش در وفاى به‌عهد پيوسته استوار بوده است . اگر كورش قدمش را از اين خاك بيرون نهد ، شاه آسور نفس راحتى خواهد كشيد ، دوباره ستمگرىهايى را كه نسبت به من روا داشته است دنبال خواهد كرد و به احدى از ما امان نخواهد داد . و من به‌سبب ارادت و دوستى شما دوباره متحمل جور و ستم آن جابر خواهم شد . » پس از اين‌كه جملهء حضار بدين‌گونه مطالب خود را بيان داشتند كورش آغاز سخن كرد و گفت : « اى مردان ميدان ، من مىدانم كه اگر سربازان خود را مرخص كنيم صفوف ما ضعيف و قواى حريف بر ما چيره خواهد شد ، زيرا كسانى كه اسلحهء خود را در ميدان كارزار از دست داده‌اند مىكوشند سلاح جديدى به دست آورند ، سوارانى كه اسبان خود را تسليم نموده‌اند ، مركب‌هاى جديد فراهم مىكنند . دشمن به‌جاى سربازانى كه در خاك‌وخون غلتيده‌اند جوانان متعددى آماده به جنگ كرده است . هيچ جاى شگفتى نخواهد بود كه در همين نزديكىها دردسرهاى تازه براى ما فراهم سازد . پس علت اين‌كه من به سياكزار تكليف كردم كه در اين باب به گفت‌وگو و مشاوره بپردازد چيست ؟ زيرا از آنچه در آتيه در كمين ما است بيم دارم . من اطلاع دارم دسته‌هاى متعددى از هرسو در كمين ما هستند و به ما رو آورده‌اند و وضع حاضر ما به نحوى است كه مقابله با خصم خالى از خطر نيست . زمستان نزديك مىشود ، درست است كه ما خود پناهگاهى داريم ولى اسبان ما ، خدمتگزاران ما كه بدون استعانت آنها مبارزه با دشمن غيرمقدور است ، فاقد پناهگاه و جاى راحت و امن هستند . ما بايد در فكر تأمين آذوقه و تداركات خود باشيم ، زيرا آنچه به دست آمده است به مصرف رسيده و آنچه كه به دست ما نيفتاده دشمن به نقاط دوردست حمل كرده است و چون از ما مىترسيد در قلاع و نقاط مستحكم خود پنهان نموده است ، مايملكش را در اختيار خود دارد و ما بدان دست‌رسى نداريم . من مىخواهم بدانم كدام سركرده‌اى است كه بتواند ادعا كند در يك زمان ، با گرسنگى و سرما و صفوف مبارز خصم مقابله كند . اگر قرار است كه ما با وضع فعلى خود نبرد آغاز كنيم ، من معتقدم كه اگر به ميل و ارادهء خود افراد را مرخص كنيم بهتر است از اين‌كه از راه اجبار و اضطرار بدين‌كار مبادرت نماييم . ولى چنان‌چه بخواهيم با عقل و تدبير خود را مهياى كارزار كنيم ، بايد بىدرنگ بكوشيم تا جايى كه ممكن است مواضع مستحكم و قلاعى كه خصم در اختيار دارد ، از دستش بگيريم و خود