تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
متحدين از كورش استدعا كردند كه سپاه را پراكنده و افراد را مرخص ننمايد و مصمم شدند عمليات رزمى را ادامه دهند . كورش توصيه كرد كه قصرها و قلعه‌هاى دشمن را خراب نمايند و از نو بسازند . اردوى زمستانى را مستقر كردند . در تكثير سواران پارسى كوشش مىشود و ارابه‌هاى جنگى آتش‌انداز ساخته مىشود . عشق آراسپ نسبت به پانتئا . پانتئا آبراداتاس را فراخواند . خدماتى كه اين شخص نسبت به كورش انجام داد . ساختمان ارابه‌ها با برج و بارو .

فصل اول اردوى زمستانى . افزايش سواران پارسى . ساختن ارابه . پيوستن « آبراداتاس » همسر پانتئا به كورش

آن روز بدين‌ترتيب سپرى شد و پس از صرف شام به استراحت پرداختند . فردا صبح خيلى زود كليهء متحدين در خيمه‌گاه سياكزار جمع آمدند . سياكزار مشغول پوشيدن لباس شد و همهمهء مردم را از خارج مىشنيد . ياران كورش به خيمهء وى درآمدند برخى از قبيل كادوزىها التماس مىكردند كه بماند و برخى از هيركانيان و ساس‌ها و گوبرياس ، هيستاسپ نيز گاداتاس خواجه را به حضورش آورد تا او نيز از كورش بخواهد كه مبادا از اردو خارج شود و آنان را تنها گذارد . كورش كه مىدانست اگر دستور مرخصى افراد را صادر نمايد ، گاداتاس از خوف متجاوزين قالب تهى خواهد كرد ، خنده‌كنان به وى گفت : « گاداتاس مسلم است كه هيستاسپ تو را وادار كرده است چنين سخنى بگويى . » گاداتاس دست‌ها را به سوى آسمان بلند كرد و قسم ياد كرد كه هيستاسپ كلمه‌اى در اين باب به او تلقين ننموده است . سپس گفت : « اگر تو چنين تصميمى اتخاذ كنى و افراد را مرخص كنى كار ما زار است . اين بود كه من از هيستاسپ سؤال كردم چه تصميمى دربارهء مرخصى افراد گرفته شده است . » - پس من بىجهت هيستاسپ را مقصر دانسته‌ام ؟ هيستاسپ گفت : « نه كورش ، اشتباه نكرده‌اى زيرا من به او گفتم كه پدرت تو را احضار كرده است . »