تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
معاشرت با او را خواستار شده و پيش‌نهاد نموده بود . ولى آن زن كه شوهر غايب خود را از صميم قلب دوست مىداشت اين پيش‌نهاد را نپذيرفت . در عين حال براى احتراز از جدا ساختن دو يار متحد ، نزد كورش پرده از روى اين سرّ برنداشت . اما آراسپ كه آتش خشمش از مقاومت آن زن مشتعل شده بود او را تهديد كرد كه اگر تن به اين تقاضا ندهد ، جبرا كام دل از او خواهد ستاند . زن كه وضع را چنين ديد ناچار شد موضوع را توسط خواجه‌اى به كورش اطلاع دهد . كورش از عجز و زبونى اين مرد كه خود را در برابر عشق رويين‌تن مىدانست به خنده درآمد و آرتاباس را با آن خواجه نزد وى فرستاد و به او تأكيد كرد مبادا از راه جبر و عنف به زن پاك‌دامنى چون او تجاوز كند ، ولى اجازه داد كه با وى صحبت كند . آرتاباز با خشونت بسيار آراسپ را ملامت كرد كه چرا نسبت به اين زن كه امانتى در دست اوست از در بىحرمتى درآمده است ، غدر و ستمگرى وى را مذمت بسيار نمود تاجايىكه آراسپ بىنهايت پشيمان شد و اشك بر رخسارش جارى گرديد و از ترس كورش و مجازاتش بسيار غمگين و هراسناك شد . كورش كه از اين حال وقوف يافت او را به خدمت احضار نمود و چون با او تنها ماند گفت : « مىبينم ، اى آراسپ ، كه تو از من در دل ترس و وحشت بسيار دارى و از كردار خود خجل و شرمسارى . ولى من به تو امان مىدهم . من بارها شنيده‌ام كه چه اشخاص نيرومند و مطمئنى در برابر قدرت عشق زبون و خوار شده‌اند و مردان بسيار عاقلى از طريق صواب منحرف گرديده‌اند . حتى اقرار مىكنم كه خودم بارها تحت سلطهء عشق قرار گرفته و تسلط خود را بر نفس خويش از دست داده‌ام و چون مدت مديدى در برابر چيزهاى زيبا و شهوت‌انگيز باقى مانده‌ام مغلوب هواى نفسانى شده‌ام و نتوانسته‌ام بىطرف و آرام بمانم ؛ به‌خصوص كه من خود بانى و مسبب اين امر شدم كه تو مدت مديدى در برابر اين بانوى زيبا و حريف مغلوب‌نشدنى بمانى . » آراسپ جواب داد : « اى كورش تو هم‌چنان كريم و بزرگوار مانده‌اى و خطاب گناه‌كاران كه به سبب ضعف و سستى نهاد خويش مغلوب و مفتون عشق و شهوت شده‌اند به كرم خود مىبخشايى . جملهء مردم مرا از اين فتور و شكست مذمت مىكنند . از آن وقت كه خطاى من شهرهء عام گرديده است دشمنانم مرا ناسزا مىگويند و دوستانم از كنارم رفته‌اند تا مبادا در تنبيه و مؤاخذه شريك من باشند و در چنين جنايتى گرفتار عقوبت و مجازات تو شوند . » - آراسپ ، همين اتفاق براى من و متحدين و ياران من يك تصادف بسيار نيك و مفيدى است . - آيا فرصتى به دست خواهم آورد كه شكر نعمت به‌جا آورم و خدمتى انجام دهم ؟ - بلى مشروط بر اين‌كه وضعى به خود بگيرى مثل اين‌كه از من فرار كرده‌اى . و براى اين‌كه از عذاب و مؤاخذهء من در امان باشى به اردوى دشمن پناه برى . دشمن در چنين وضعى به تو اعتماد خواهد كرد .