انّ امّ الصّدق فى الود * د لمقلات « 1 » نزور
يعنى : اى ابو القاسم بگو چرا از ما ديدار نمىكنى ، پيش از اين ، وعدهء ديدار داده بودى ، اينك وعدهات دروغ شده . با دورى خود دوستى را سر بريدى همان سان كه حيوان را سر مىبرند . براستى كه ام الصدق در دوستى مقلاتى است كه آن را فرزندى نماند .
امّ طبق « 2 » .
عبارت است از مصيبتى بزرگ . اصمعى گويد نخستين كسى كه آواز مرگ منصور را در بصره سر داد « خلف الاحمر » بود . در آن هنگام ما در حلقهء درس يونس بوديم كه خلف الاحمر درآمد و سلام كرد . و هنوز خبر آشكار نشده بود ، پس گفت :
قد طرقت ببكرها امّ طبق
يعنى : ام طبق ( مصيبت ) شبانگاهان به سوى نرينهء خود آمد .
يونس گفت اى ابو محرز ، چه خبر شده ؟ گفت : فنتجوها خبرا « 3 » ضخم العنق از او خبرى زاياندند ، خبرى ستبر گردن .
يونس گفت ، هنوز نفهميدم ، پس گفت : موت الأمام فلقة من الفلق .
يعنى : مرگ امام ، كه بزرگترين رويداد مصيبت بار است . در اين هنگام فرياد و شيون به آسمان رفت و ما از بزرگى رخداد به خدا پناه برديم و « انّا للّه » گفتيم .
مصيبتها را با كنيهء « امّ حبوكر » و « امّ الرّبيق » نيز گفتهاند ، عرب گويد :
« جاءت امّ الرّبيق على اريق » ؛ اصمعى گفته : عرب پندارند كه اين از سخن
هامش
( 1 ) - متن : مقلاة كه خطاست و مقلات درست است يعنى زنى كه فرزندش زنده نماند ، منظور اين است كه وعدههاى تو همه ناراست است . ( م ) .
( 2 ) - ظاهرا از آيهء« لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ »( انشقاق - 19 ) گرفته شده كه خطاب به دوزخيان است كه به انواع عذابها گرفتار خواهند شد . ( م ) .
( 3 ) - متن چنين است . شايد « خبر » باشد به معنى ماده شتر كلان ( م ) .