بزرگوارى را - كه نازا بود - زايا گردانيدى .
امّ حبوكر
- امّ طبق .
امّ حبين .
جانور كوچكى است به اندازه كف دست ، سوسمار . عربهاى باديه نشين زنده و مردهء آن را مىخورند ، از اين رو شاعرى دربارهء آن گفته :
لتهنئن امّ حبين العافية .
يعنى : اى سوسمار تندرستى گواراى تو باد !
أمّ الحروف .
علماى نحو ، حروف مدّ و لين را ام الحروف ناميدهاند ، و چهار فعل : فعل ، جعل ، انشأ و اقبل را امهّات الافعال خواندهاند - و خدا بهتر داند - .
امّ الخلّ .
شراب را گويند زيرا سركه چون بگردد شراب شود . و نخست بار مرداس بن خداش اين كنيه را براى شراب به كار برده ، آنجا كه گفته :
رميت بامّ الخلّ حبّة قلبه * فلم يستفق منها ثلاث ليال
يعنى : با شراب تيرى به سويداى دلش زدم كه سه شبانه روز برنخاست .
أمّ خنّور
- أمّ دفر .
أمّ دفر .
كنيه است براى دنيا ، ابن الرومى در ستايش ابى الصقر گفته :
لم تظلم الدنيا بأمّ دفر « 1 » * اذ أنت فيها من ولاة الامر
يعنى : در روزگارى كه تو حكمران هستى ، به دنيا ستم نشده ، و امّ خنّور كه كنيهء كفتار است به جهت تباهى وى و مانندگى اين دو به هم ، كينهء دنيا نيز هست . كوفيان اين كلمه را بر وزن « قيّوم » مىخوانند و مردم بصره آن را بر وزن « عجول » گويند ، و مبرّد گويد هر دو درست و صحيح است .
گويند هنگامى كه عبد الملك بن مروان گفت : ما به امّ خنّور يعنى دنيا و نعمت و شادابى آن دست يافتهايم ، پس از آن يك هفته بيش نزيست !
أمّ الدّهيم
- امّ طبق .
هامش
( 1 ) - در چاپ 1326 ه . ق . قاهره بيت چنين است : لم تظلم الدنيا وسل امّ دفر ( م . )