تفسيرها و القاب و كنيهها بسيارند و بيرون از گنجايش اين كتاب .
اكلة خيبر .
خوراك بدگوار ناسازگار را به خوراك خيبر مثل زنند . ريشهء آن سخنى است از پيامبر ( ص ) كه فرمود : « همواره اثر آن خوراك خيبر بر من بازگشت مىكند و آرام نمىگيرد و مرا رها نمىكند تا هنگامى كه رگ جان مرا قطع كند » و داستان آن چنين است كه در خيبر پيش حضرت گوسفند زهرآلودى آوردند ، حضرت يك لقمه از آن خورد و فرمود : اين برّه به من مىگويد كه آلوده به زهر است .
زان سپس هر سال در همان هنگام كه آن خوراك را خورده بود بيمار مىگشت تا با آن زهر از دنيا رفت .
اكل لقمان :
خوردن لقمان . مراد لقمان عادى - صاحب كركسان - است .
عرب در پر خوردن به دو مثل زنند و گويند : فلان پرخورتر از لقمان است چنين مىپندارند كه او براى هر ناشتا و شام يك شتر [ يا گوسفند ] مىخورد .
أكل اللّوز
- قلع الصمغة .
اكليل شيرين
- كنوز قارون .
امّ تسعين .
- امّ سويد .
امّ جابر .
كنيهء سنبله است .
امّ الجود :
نيك بخشنده . چه نيكو گفته ابن الرومى :
العرف غيث و هو منك مؤمّل * و البشر برق و هو منك مشيم
القحت امّ الجود بعد حيالها * و نتجت بنت المجد و هى عقيم
يعنى : بخشش بارانى است كه مردم از تو چشم مىدارند و خندهرويى برقى است كه مردم همواره آن را مىخواهند و به سوى تو مىنگرند .
مادر احسان را پس از آنكه از بارورى افتاده بود بارور كردى و دختر