تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
لا تعدلنّ بأبى سريع * اذا غدت نكباء بالصقيع
يعنى : روزى كه باد سخت بر شخصى سرمازده روى آورده باشد چيزى را با آتش ( ابو سريع ) همانند و برابر مدان .

أبو شائق .

غنا و سرود و آواز را گويند .

أبو الشّهىّ .

بربط را گويند .

ابو الصّخب .

نى را گويند كه بنوازند .

أبو صفوان

- أبو ايّوب .

ابو ضوطرى .

عرب چون خواهد به كسى دشنام دهد او را ابو ضوطرى ، و ابو حباحب ، و ابو جخادب خواند ، چنان كه گفته‌اند :
ابا ضوطرى جدعا بأنفك كلّما * تشبّهت بالسادات و الكبراء
يعنى : اى ابو ضوطرى بينىات بريده باد ! هر گاه كه خود را به سروران و بزرگان مانند كنى !

ابو الضّيفان .

كنيه ابراهيم ( ع ) است زيرا او نخستين كسى است كه مردم را به مهمانى فراخواند و اين شيوه را در ميان فرزندانش باب كرد . گويند چون او مىخواست چيزى بخورد كسانش را مىفرستاد تا ميل در ميل بروند و مهمانى بجويند تا او با مهمان غذا بخورد . نيز - ضيف ابراهيم .

أبو طالب .

اسب را گويند .

أبو طريف .

كنيهء فرج است . از سروده‌هاى ابن احمر است :
قالت فأهدلنا ازارا معلما * فابو طريف ما عليه ازار
يعنى : آن زن به من گفت ، شلوارى پر نقش و نگار مرا ببخش كه فرج مرا ساترى نيست . فرج را با كنيهء ابو جنيد ، و ابو الزّردان ، نيز خوانده‌اند همان گونه كه به آلت مرد ابو جميح ، و ابو رميح ، و ابو عوف گفته‌اند .