لا تعدلنّ بأبى سريع * اذا غدت نكباء بالصقيع
يعنى : روزى كه باد سخت بر شخصى سرمازده روى آورده باشد چيزى را با آتش ( ابو سريع ) همانند و برابر مدان .
أبو شائق .
غنا و سرود و آواز را گويند .
أبو الشّهىّ .
بربط را گويند .
ابو الصّخب .
نى را گويند كه بنوازند .
أبو صفوان
- أبو ايّوب .
ابو ضوطرى .
عرب چون خواهد به كسى دشنام دهد او را ابو ضوطرى ، و ابو حباحب ، و ابو جخادب خواند ، چنان كه گفتهاند :
ابا ضوطرى جدعا بأنفك كلّما * تشبّهت بالسادات و الكبراء
يعنى : اى ابو ضوطرى بينىات بريده باد ! هر گاه كه خود را به سروران و بزرگان مانند كنى !
ابو الضّيفان .
كنيه ابراهيم ( ع ) است زيرا او نخستين كسى است كه مردم را به مهمانى فراخواند و اين شيوه را در ميان فرزندانش باب كرد . گويند چون او مىخواست چيزى بخورد كسانش را مىفرستاد تا ميل در ميل بروند و مهمانى بجويند تا او با مهمان غذا بخورد . نيز - ضيف ابراهيم .
أبو طالب .
اسب را گويند .
أبو طريف .
كنيهء فرج است . از سرودههاى ابن احمر است :
قالت فأهدلنا ازارا معلما * فابو طريف ما عليه ازار
يعنى : آن زن به من گفت ، شلوارى پر نقش و نگار مرا ببخش كه فرج مرا ساترى نيست .
فرج را با كنيهء ابو جنيد ، و ابو الزّردان ، نيز خواندهاند همان گونه كه به آلت مرد ابو جميح ، و ابو رميح ، و ابو عوف گفتهاند .