تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
نيز به كنيهء ابو جعده خوانند و مثلى مىزنند دربارهء كسى كه به گفتار خويش ، آهنگ زيان و گزند رسانى دارد و معنى بيت هم اين است كه اگر چه گرگ زشت و درنده است كنيه‌اى نيكو دارد . و در حديث آمده : از عبد اللّه بن زبير ، از متعه پرسيدند ، گفت گرگ را نيز ابو جعده خوانند . منظورش اين بود كه ابو جعده كنيهء خوبى است براى گرگ درنده . همچنين متعه ، لفظ خوبى است براى گونه‌اى ازدواج ناخوب .

ابو جميح

- ابو طريف

أبو جميل .

سبزه و تره را گويند .

أبو جنيد

- أبو طريف .

أبو الحارث .

شير بيشه را گويند .

أبو حبيب .

نان نازك ، لواش .

أبو الحجّاج .

فيل را گويند .

أبو الحركة .

نكاح را گويند .

أبو الحصين .

روباه را گويند .

أبو خالد .

كنيهء سگ است . ابن الرومى گفته .
أخالد لا تكذب و لست بخالد * هنا لك بل انت المكنّى بخالد
و للكلب خير منك ، لؤمك شاهد * عليك ، و مادهرى بإبعاد شاهد
يعنى : اى خالد ، دروغ نگو ، تو در آنجا خالد [ و هميشگى ] نيستى بلكه كنيهء تو خالد است ، همانا كه سگ از تو بهتر است ، و پستى تو گواه تو است . و روزگار من گواه را دور نمىكند .

أبو خداش .

گربه را گويند .

أبو الخصيب .

گوشت را گويند .

أبو الخير .

سفره را گويند .