نيز به كنيهء ابو جعده خوانند و مثلى مىزنند دربارهء كسى كه به گفتار خويش ، آهنگ زيان و گزند رسانى دارد و معنى بيت هم اين است كه اگر چه گرگ زشت و درنده است كنيهاى نيكو دارد . و در حديث آمده : از عبد اللّه بن زبير ، از متعه پرسيدند ، گفت گرگ را نيز ابو جعده خوانند . منظورش اين بود كه ابو جعده كنيهء خوبى است براى گرگ درنده . همچنين متعه ، لفظ خوبى است براى گونهاى ازدواج ناخوب .
ابو جميح
- ابو طريف
أبو جميل .
سبزه و تره را گويند .
أبو جنيد
- أبو طريف .
أبو الحارث .
شير بيشه را گويند .
أبو حبيب .
نان نازك ، لواش .
أبو الحجّاج .
فيل را گويند .
أبو الحركة .
نكاح را گويند .
أبو الحصين .
روباه را گويند .
أبو خالد .
كنيهء سگ است . ابن الرومى گفته .
أخالد لا تكذب و لست بخالد * هنا لك بل انت المكنّى بخالد
و للكلب خير منك ، لؤمك شاهد * عليك ، و مادهرى بإبعاد شاهد
يعنى : اى خالد ، دروغ نگو ، تو در آنجا خالد [ و هميشگى ] نيستى بلكه كنيهء تو خالد است ، همانا كه سگ از تو بهتر است ، و پستى تو گواه تو است . و روزگار من گواه را دور نمىكند .
أبو خداش .
گربه را گويند .
أبو الخصيب .
گوشت را گويند .
أبو الخير .
سفره را گويند .