دم گردد و دم ، سر [ يعنى كاردانان از كار به كنار و ناكاردانان بر سر كار باشند ] مملكتدارى جز با مردان [ كاردان ] امكان نيابد و مردان جز با مال [ پرورده نشوند ] و به دست نيايند . مال جز در آبادانى كشور فراهم نيايد و آبادانى تنها در سايهء دادگرى و حسن سياست صورت پذيرد . و از سخنان اوست : هيچ چيز چون كشتن ، كشتار را از ميان نمىبرد ؛ و ارجمندترين صورت اين معنى ، كلام خداوند است كه فرمود : « اى خردمندان قصاص مايهء زندگانى شماست » « 1 » .
سيرة العمرين .
( خوى و شيوهء دو عمر ) مراد از دو عمر ، ابو بكر و عمر است - خداوند از هر دو خشنود باد - به سيره و شيوهء آنها مثل زنند ، زيرا پس از پيامبر ، نمونهاى نداشتند . و عبد الملك بن مروان مىگفت : اى مردم انصاف كنيد ، شما از ما شيوه و سيرهء ابو بكر و عمر چشم مىداريد امّا در رفتار با ما و نه حتى با خود رفتار مردم با ابو بكر و عمر ، نداريد ! از خداوند مىخواهيم همه را به همه آنچه مىخواهد يارى و پيروزى دهد .
بحترى گفته :
انّ الرعيّة لم تزل فى سيرة * عمريّة مذساستها المتوكّل
يعنى : از آن زمان كه متوكّل مملكت دارى مىكند مردم همواره به شيوه و سيرت عمر مىزيند و ديگرى گفته : بر فلان روشنايى ماه و خورشيد ، و دادگرى ابو بكر و عمر ديدم .
سيرة الملائكه .
ابو الفتح بستى شعرى از سرودههاى خود را كه دربارهء ابو سعد ابن ملّة الهروى گفته بود ، براى من خواند :
امّا الكريم أبو سعد و همّته * فقد غدا فى العلا اعجوبة الفلك
لو استعار الورى إكسير سيرته * لكان اجورهم « 2 » فى سيرة الملك
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، 179 .
( 2 ) - متن : اجود . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم ( م . ) .