ضربت به عند الإمام فارعشت * يداك ، و قالوا محدث غير صارم
يعنى : با شمشير پسر ظالم نزدى ، بلكه با شمشير ابى رغوان - يعنى شمشير مجاشع - زدى در پيش امام با آن شمشير زدى و دستانت مىلرزيد و مردم گفتند شمشير جلا دادهاى است كه نمىبرد . و فرزدق در قصيدهاى به او چنين پاسخ داد :
و لا نقتل الاسرى و لكن نفكّهم * إذا اثقل الاعناق حمل المغارم
فهل ضربة الرّومى جاعلة لكم * ابا ككليب او ابا مثل دارم
يعنى : ، هرگز اسيران را نمىكشيم و ليكن چون تا وان گناه كردن آنها را گرانبار كند آنها را آزاد مىكنيم آيا ضربتى رومى مىتواند براى شما پدرى چون كليب يا دارم بوجود آورد ؟ پس از جهت كندى شمشيرش چنين اعتذار مىكند :
ايعحب الناس ان أضحكت سيّدهم * خليفة اللّه يستسقى به المطر
لم ينب سيفى من رعب و لادهش * من الأسير و لكن اخّر القدر
و لن يقدّم نفسا قبل ميتتها * جمع اليدين و لا الصّمصامة الذّكر
يعنى : چرا مردم شگفت زده مىشوند از اين كه من سر و سرورشان - خليفهء خدا - را مىخندانم ، كه به هنگام خشكسال به وسيلهء او از خدا باران خواهند .
شمشير من از ترس و هراس آن اسير كند نشد ، بلكه قضا و قدر [ ضربت ] آن را به تأخير افكند . نه جمع كردن دستها و نه لبهء شمشير تيز ، هيچ كدام ، اجل كسى را - كه هنوز مرگش فرا نرسيده - پيش نخواهد آورد . و در نامهاى ابن العميد به ابن سمكة چنين نوشته : جانم فداى تو باد ، و آنچه ادعا مىكنم مرا نيك بيازماى ، اگر نتوانستم خونم بر تو حلال است . مرا با شمشير فرزدق بكش و آن گاه مرا با ترشى و خردل بخور و السلام .
سيل العرم .
سيلى بود كه سرزمين سبأ را ويران و مردم آن را نابود كرد و خداوند در داستان سبأ در قرآن فرموده :
« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ »
« 1 »
هامش
( 1 ) - سورهء سبأ ، 16 .