« بيت القصيده » و « واسطة القلادة » گوهر ميانى و گرانبهاى گردنبند همچنين به كسى كه سخت عزيز باشد گويند : او به جاى مردمك چشم من يا سويداى دل من است ، يا حتى گويند او در ديده و دل من جاى دارد .
سيجان العرب
- تيجان العرب .
سيّد المرق
- مخّ الأطعمة .
سير سليمان :
رهنوردى سليمان . تندى و شتاب را به آن مثل زنند كه خداوند فرموده :
« وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ »
« 1 » . و روايت شده كه او فاصلهء اصطخر فارس تا بيت المقدس را به يك روز مىپيمود . هنگامى كه خبر در گذشت منصور به هادى رسيد و او شتابان سوار شد و از گرگان به بغداد آمد ، سلم بن عمرو در ستايش هادى به سير سليمان تمثل جسته و چنين گفت :
لمّا اتت خير بنى هاشم * خلافة اللّه بجرجان
أسرع فى الارض و قد سارها * يحكى لنا سير سليمان
يعنى : هنگامى كه خلافت خدا در گرگان به بهترين بنى هاشم رسيد او به تندى راهنوردى سليمان راه پيمود . در تندروى ، مسير حذيفة بن بدر نيز معروف است كه به جاى خود خواهد آمد .
سير السّوانى .
چيزى را كه پيوسته انجام پذيرد و نايستد و نكاهد گويند سير السوانى .
چنان كه گويند سير السوانى سفرى است كه پايانى ندارد .
سوانى جمع سانيه است ، يعنى شتران آبكش و چرخ و ابزار براى آبيارى .
عرب در امثال خود گويد : « اذلّ من بعير سانية » . طرماح گفته :
قبيلته أذلّ من السّوانى * و أعرف للهوان من الخصاف
يعنى : قبيله و كسان او از شتران آبكش رامتر و در خوارى از پينه دوزان معروفترند . و يكى از پسينيان نيز گفته :
هامش
( 1 ) - سورهء سبأ - 12 .