فريب داد و در آشيانهء او جاى گرفت از اندوه جانم به لب رسيد و دلم به هم خورد .
ابن الدهّر .
عبارت از روز است . ابن الرومى گفته :
و ما الدّهر الّا كابنه فيه بكرة * و هاجرة مسمومة الجوّ قاتله
يعنى : روزگار تنها همين روز است با سپيده دم و نيمروز سوزانش ، و هواى مسموم و كشندهاى كه دارد .
ابن ذكاء :
عبارت از سپيده است و ابو ذكاء خورشيد است . شاعرى رجزگو گفته :
فوردت قبل انبلاج الفجر * و ابن ذكاء كامن فى كفر
يعنى : محبوب پيش از دميدن سپيده درآمد در حالى كه سپيده در تاريكى شب نهان بود .
ابن السبيل
. مسافر ، رهگذر « 1 » . كه در قرآن نيز آمده « 2 » . اگر خواهند به « بچه سر راهى و زنازاده » دلالت كند ، « ابن الطريق » گويند . چنان كه دعبل دربارهء ابو سعيد مخزومى گفته :
عدوّ راح فى ثوب الصديق * شريك فى الصبوح و فى الغبوق
له وجهان ظاهره ابن عمّ * و باطنه ابن زانية عتيق
يسرّك ظاهرا و يسوء سرّا * كذاك يكون ابناء الطريق
يعنى : دشمنى است كه در جامهء دوست مىآيد ، در خورد و خوراك صبح و شام با تو شريك است . دو چهره دارد : چهرهء بيرونى او عموزاده است و چهره درونى او ، زنازادهء ديرين است .
بيرونش تو را شادمان و درونش اندوهگين مىكند ، حال زنازادهها چنين است .
هامش
( 1 ) - متن « المختار » ، متن چاپ قاهره « المحتاز » . المجتاز را از چاپ ابراهيم صالح برگزيديم ( م )
( 2 ) - سوره بقره - 177