فيكون مركبك القعود و رحله * و ابن النعامة عند ذلك مركبى
يعنى : مردان را وسيله است تا به تو برسند . اگر تو را گرفتند ، به چشمانت سرمهكشى و به گيسوان حنا ببندى .
در آن هنگام مركب تو شتر خواهد بود و بر جهاز آن خواهى نشست امّا مركب من پاهايم خواهد بود و سر به هر راه و شهراهى خواهم نهاد . مىگويد چون مردان تو را به بند كشيدند در دلهاى آنها جاى خواهى گرفت امّا من نيز چون به چنين بندى گرفتار آمدم پياده سر به صحرا خواهم گذاشت .
ابنا سمير .
مقصود شب و روز است و بعضى گفتهاند : صبح و شام است . عرب گويد :
« لا افعل ذلك ما سمرابنا سمير » يعنى : تا آنگه كه مردم شبها افسانه مىگويند [ يعنى تا هميشه ] چنين كارى نمىكنم . ابن الرومى گفته :
لا بنى سمير صروف غير غافلة * يحسّن نقضا كما يحسّن امرارا
يعنى : گردش روزگار ، به قصد ، هر حالى را دگرگون مىكند و هر كارى را نيكو جلوه مىدهد : گاه رشتن و استوار كارى را ، و گاه باز كردن رشتهها را .
ابنا شمام .
نام دو تپه است در پاى كوهى شمام نام ، عرب در همدمى و نزديكى بدانها مثل زند . شاعر گفته :
فهل حدّثت عن اخوين داما * على الايّام الّا ابنى شمام
يعنى : آيا بجز ابنا شام از دو برادرى كه همواره در روزگار با هم بوده باشند سخن گفتهاى ؟ [ نيز - نديما جذيمه . ]
إبنا عيان .
گونهاى پيشگويى است و آن چنان است كه شخص پيشگو و ناظر در مورد كارى با انگشتش خطى كشد و پس از آن با انگشت ديگر خطّى ديگر ، و گويد : « ابناعيان ، اسرعا البيان » : اى دو [ خط ] آشكار بشتابيد و سخن گوييد . و پس از آن از آنچه مىبيند خبر مىدهد . و اين از آن عبارت مشتق است كه گويند : « اريانى ما اريد عيانا » : به من نشان دهيد آنچه را كه