تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
الجلابيب « 1 » . كه زنان را به گرفتن [ پيرايهء ] برگزيدهء سرخ مىستايد ، زيرا كه زر سرخ زيور زنان است ، و مركوب آنها سرخ باشد يعنى شتران سرخ موى گرانبها ، و جامه‌هاى آنها سرخ باشد و زيبايى هم سرخ باشد . و بشّار گفته :
و اذا دخلت تقنّعى * بالحسن انّ الحسن احمر
يعنى : چون بر تو درآمدم با زيبايى ، روى خود را بپوشان زيرا كه زيبايى سرخ باشد . و من در كتاب « المبهج » گفته‌ام : « قول نعم ، احسن من حمر النّعم تحمل بيض النّعم » يعنى كلمهء « آرى » از شتران سرخ موى گرامى كه تخمهاى نعمت و بركت حمل كنند نيز بهتر است .

حمق جحا

- حمق هبنّقة .

حمق جهيزة .

عرب گويد فلان ، از ماده گرگ نيز گول‌تر است . و از گولى ماده گرگ آن كه بچه خود را رها مىكند و تولهء كفتار را شير مىدهد ، مانند شتر مرغ كه روى تخم جانور ديگر مىخوابد . و گفته‌اند كه دربارهء الفت و دوستى ميان گرگ و كفتار ديده شده كه كفتار ماده‌اى را شكار كرده يا كشته‌اند و گرگى بچه‌هاى او را پرستارى كرده و براى آنها گوشت و خوراكى آورده .

حمق دغة .

دغه نام دختر منعج بود ، او را در حالى كه بسيار خردسال بود به مردى از بنى عنبر دادند . وقتى حامله شد و درد زايمان گرفت ، چنان پنداشت كه لازم است به مستراح برود . و چون به مستراح رفت و وضع حمل كرد ، كودك شروع كرد به گريه كردن ، و او برخاست و پيش كسانش آمد ، و چنان مىپنداشت كه تغوّط كرده است ، پس از مادر پرسيد : مادر ! ممكن است مدفوع دهان گشايد و گريه كند ، مادر گفت . بلى ، و پدرش را صدا مىكند !
هامش
( 1 ) - صدر بيت چنين است . من الجآذر فى زىّ الأعاريب .