تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
وسط دانه را سوراخ مىكند - درست جايى را كه مىداند كه دانه از آنجا سبز مىشود - آن گاه دانه‌ها را دو نيمه مىكند و اگر تخم گشنيز باشد چهار بخش مىكند زيرا تخم گشنيز نيمه شده باز هم مىتواند سبز شود ، اين نيز نشان هوش سرشار مورچه است نسبت به جانوران ديگر . از آن است كه لقمان در سفارش به پسرش گفته : اى پسرك مباد كه مورچه از تو هوشمندتر باشد كه در تابستان خوراك زمستانش را مىاندوزد . شاعرى گفته :
تركت و اللّه له عرضه * كرامة للشّعر لا للتّقى
لأنّه أحرص من ذرّة * على الّذى تجمعه للشّتا
يعنى : به خدا سوگند كه آبروى او را نبردم به حرمت شعر و نه به جهت پرهيز و تقوى . زيرا كه او در اندوختن براى زمستان ، از مورچه هم آزمندتر است . در گرد آوردن و اندوختن « نمل » و « ذرّ » را جمع به كار برند . شاعر گفته :
يجمع للوارث جمعا كما * تجمع فى قريتها النّمل
يعنى : دارايى را براى وارثان گرد مىآورد همان گونه كه مور در لانهء خود دانه گرد مىآورد . و عمر بن عبد العزيز - خداوند از وى خشنود باد - دربارهء زياد گويد : خدا زياد را بكشد - چه زيرك بود - كه براى آنها مال اندوخت همان گونه كه مورچه دانه اندوزد ، و آنها را نگاهدارى و به آنها رسيدگى كرد همان گونه كه مادر مهربان كند و به عراق يكصد و هجده هزار هزار درهم ماليات بست .

جمل السّقاية .

عرب در مورد به كار گماشتگى به شتر آبكش مثل زند و گويد : « ما هو الّا جمل السّقيا ، و حمار الحوائج » ( - حمار الحوائج ) . نصر الخبز ارزىّ گفته :
و لو جمل السّقاية لقّبوه * بمعشوق تحرّى أخذ روحى
يعنى : اگر شتر آبكش را به معشوقى لقب مىدادند مىكوشيد تا جان مرا بگيرد .

جنّ سليمان .

هنگامى كه خداوند جنّ و شياطين را فرمانبر سليمان گردانيد كه به فرمان