سخنانى نيكو گويند او مىخندد امّا در هنگام شرّ و بدى چهره درهم مىكشد و خموش مىنشيند . . .
جمرات الظّهيرة .
نيمه روز تابستان را با استعاره زيباى « شرارههاى نيمروزى » آورند ؛ ظريفى گفته : سايهء هر چيز جابجا شد و جانشين همه چيز ، گرماى سخت شد و خورشيد با شرارههاى نيمروزى همهجا را آتشباران كرد .
جمرات العرب .
قبيلههاى متحد و يك پارچه عرب را گويند كه عبارتند از بنو ضبّه ، و بنو الحارث بن كعب ، و بنو نمير بن عامر ، و بنو عبس ، و بنو يربوع بن حنظله .
خليل گفته : جمرة ، هر قومى است كه به جنگ كسانى كه با آنها قتال مىكنند بردبارى نشان مىدهند ، با كسى پيمان نمىبندند « 1 » ، به كسى نمىپيوندند ، قبيلهاى يك پارچهاند كه به تنهايى در برابر جنگ نيزهها و شمشيرهاى قبايل مىايستند آن گونه كه عبس در برابر قيس ايستاد .
جمع الذّرّة .
دانه اندوزى مورچه در عرب مثل است جاحظ گفته : آفرينش و تركيب او بديع و احساس او راست و درست ، و تدبير و انديشهاش نيكوست . سخت دورانديش است و همواره آن كند كه به خير و صلاح گذران او باشد ، و براى همه اينها دليلهاى آشكار و حجتّهاى پيدا هست . جاحظ در جاى ديگر گويد :
چنين ديدهايم كه مورچه در تابستان و هنگام فراغت خوراك زمستانش را اندوخته مىكند و زمان و فرصت را از دست نمىدهد سپس از جهت وارسى دانه و عاقبت انديشى ، چون از فاسد شدن و گنديدن و كرم گذاشتن دانهها بترسد آنها را از لانه بيرون مىآورد تا هوا خورد و خشك شود و فساد از آن دور گردد ، آن گاه به لانهاش باز مىگرداند ، و شگفتا كه اين كار را بيشتر شبانه انجام مىدهد تا مردم نبينند و در شب مهتاب مىكند تا خود ببنيد .
هر گاه لانهاش مرطوب بوده ، و بيم سبز شدن دانهها باشد به اندازهء سر سوزنى
هامش
( 1 ) - متن : لا يحالفون . امّا در پاورقى ، به ضبط نسخهء ب : لا يخالفون . آمده . ( م )