رواياته ورد أنّه لا ينقض بالشكّ أبدا ، و التأبيد يجعله أقوى دلالة على الشمول و العموم من دليل البراءة .
و منها : حالة التعارض بين الأصل السببيّ و الأصل المسبّبي ، و قد سبق الكلام عن ذلك في الاستصحاب ، و تقدّم أنّ الأصل السببيّ مقدّم ، و قد فسّر الشيخ الأنصاري ذلك على أساس حكومته على الأصل المسبّبي ، فلاحظ .
شرح
استصحاب به شمار مىآيند و آن قبيل شكهايى كه حالت سابقه ندارند و شك بدوى هستند ، مادهء افتراق از جانب دليل برائت به شمار مىآيند و مادهء اجتماع هر دو دليل ، شك بدوى مسبوق به حالت سابقه است كه هركدام مىخواهد آن را به خود اختصاص دهد و چون دليل استصحاب در شامل شدنش نسبت به تمام شكهايى كه حالت سابقه دارند ، اظهر است ، مادهء اجتماع را به دليل استصحاب مىدهيم . ] به اعتبار آنكه در برخى روايت دليل استصحاب آمده است كه ، « هرگز يقين به سبب شك نقض نمىشود » . و تعبير « هرگز » دليل استصحاب را از نظر دلالت بر شمول و عموم قوىتر از دليل برائت قرار مىدهد [ ؛ چون شمول دليل استصحاب معتمد به لفظ « أبدا » است و حال آنكه شمول دليل برائت معتمد به اطلاق است و سابقا نيز اشاره شد كه در تعارض عموم و اطلاق ، عموم اظهر و اقدم است ] .