تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و أمّا الروايات فعديدة أيضا : منها : ما روي عن الصادق عليه السّلام من قوله : « كلّ شيء مطلق حتّى يرد فيه نهي » ، و الإطلاق يساوق السعة و التأمين ، و الشاكّ يصدق بشأنه أنّه لم يرده النهي ، فيكون [ عدم ورود النهي ] مؤمّنا عن التكليف المشكوك ، و هو المطلوب . و قد يعترض على هذا الاستدلال بأنّ الورود تارة يكون بمعنى الصدور ، و أخرى بمعنى الوصول ، فإذا كان مفاد الرواية جعل صدور النهي غاية فلا يتمّ
شرح

اما روايات [ مورد استناد براى اثبات برائت شرعى ] نيز بسيارند .

از جملهء آنها روايتى است كه از امام صادق عليه السّلام

[ در وسائل الشيعة ، ج 18 ، باب 12 از ابواب صفات قاضى ، ح 60 ] نقل شده است كه آن حضرت فرمودند : « كل شيء مطلق حتى يرد فيه نهى ؛ هر چيز مطلق است تا اين كه نهى برآن وارد شود » . و اطلاق مساوق سعه و امان دادن است [ پس مكلف در برابر چيزى كه مطلق گذاشته شده است ، آزاد است و تكليفى در برابر آن ندارد ] و شخصى كه [ علم به وجود تكليف ندارد و ] شك در تكليف دارد در حقّ او صدق مىكند كه بگوييم نهى به او نرسيده است . پس عدم ورود نهى ، ايمنىبخش از تكليف مشكوك است [ ؛ يعنى اگر واقعا حرمت وجود داشته باشد و فاعل آن مستحق عقاب باشد چون خطاب تحريم به مكلف نرسيده است پس عقاب دامنگير او نمىشود و حرام واقعى براى او در ظاهر حلال است ] و همين مطلوب است . چه‌بسا بر اين استدلال اعتراض شود كه « ورود » يك بار به معناى صدور است و بار ديگر به معناى وصول است . پس هرگاه مفاد روايت اين باشد كه جعل صدور نهى ،