خلاصه مطالب گذشته
1 . سكوت معصوم در برابر سيرهء عقلا به معناى امضاى مجرد سيره و در همان محدودهء سيره نيست ، بلكه به معناى تأييد آن نكته مرتكز در ذهن عقلاست كه اساس سيره مىباشد .
ازاينرو اگر براساس همان نكته ، سيرهء عقلا در زمانهاى بعد امتداد يابد [ و شكل ظاهرى آن عوض شود ] ، باز هم مىتوانيم بگوييم مورد امضاى معصوم است .
2 . شرط استدلال به سيره آن است كه معاصر با معصوم باشد [ نه سيرهء مستحدثه ] تا بتوان گفت سكوت معصوم در مقابل آن دليل بر امضاست .
3 . سكوت معصوم در زمان غيبت در مقابل سيرهء عقلا كه در زمان غيبت شكل گرفته است [ و سيرهء مستحدثه به شمار مىآيد ، ] دليل بر امضا نيست . چون معصوم در زمان غيبت همانند زمان حضور مكلف به نهى از منكر و تعليم جاهل نيست و بر او واجب نيست تا از پس پردهء غيبت به طريق غير طبيعى نهى از منكر كند و اغراض خود را پى گيرد . افزون بر اين نمىتوان به ظاهر حال معصوم در زمان غيبت استشهاد كرد ، چون سكوت او در چنين حالى دليل بر امضا نيست .