الفهم العرفيّ العام .
و كثيرا ما يستعمل غير فعل الأمر من الأفعال في إفادة الطلب ، إمّا بإدخال لام الأمر عليه [ مثل « ليعد » و « ليغتسل » و تسمّى بأمر الغائب أو الأمر باللّام ] فيكون الاستعمال بلا عناية . و إمّا بدون إدخاله ، كما إذا قيل « يعيد » و « يغتسل » و يشتمل الاستعمال حينئذ على عناية ، لأنّ الجملة حينئذ خبريّة بطبيعتها [ أي بطبيعة الجملة ] ، و قد استعملت في مقام الطلب . و في الأوّل يدلّ [ الفعل ] على
شرح
دارد . ] اين نظريه به دليل تبادر [ معناى وجوب ] براساس فهم عرفى عام ، صحيح است .
[ در حلقهء اول به عنوان شاهد بر اين مطلب آورديم كه اگر مولى به عبدش بگويد :
« برو آب بياور » و او اطاعت نكند ، عرفا مذمّت مىشود و نمىتواند عذر آورد كه ندانستم صيغهء امر براى وجوب است يا استحباب . ]
در بسيارى اوقات افعال ديگرى غير از فعل امر در افادهء معناى طلب استعمال مىشود و اين يا به سبب آوردن لام امر برآن فعل است ، كه در اين صورت استعمال بدون عنايت است [ مثل ليعد و ليغتسل كه صيغه امر غائب خوانده مىشود و دلالت آن بر طلب بلكه بر طلب وجوبى ، به سبب وضع است . ] و يا بدون آوردن لام است ؛ مثل آنكه گفته شود : « يعيد و يغتسل » [ به جاى ليعد و ليغتسل ] ، كه در اين حال استعمال مشتمل بر عنايتى است ؛ زيرا در اين حالت جمله به طبيعت خود خبرى است ، در حالى كه در مقام طلب استعمال شده است . [ هيئت جملهء خبرى براى دلالت بر نسبت تام خبرى وضع شده است و استعمال آن در معناى نسبت ارسالى يا طلبى ، توجيهى مىخواهد كه خالى از عنايت نيست ، گرچه اختلاف است كه اين عنايت آيا عنايت مجاز است يا عنايت كنايه يا عنايت مخالفت ظهور اطلاقى كه شرح آن در حلقهء سوم خواهد آمد . ] در مورد اول [ كه لام امر آورده مىشود ، ] فعل دلالت بر معناى وجوب مىكند ، همان گونه كه صيغهء امر [ حاضر ] بر وجوب دلالت داشت . [ يعنى به حكم تبادر امر غائب مانند امر حاضر است . ] ولى در مورد دوم [ كه فعل مضارع بدون لام