تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
الطهارة باقية . و إذا كانت الحالة السابقة هي الوجوب نتصرّف فعلا كما إذا كان الوجوب باقيا و هكذا . و الدليل على الاستصحاب هو قول الإمام الصادق عليه السلام في صحيحة زرارة : « و لا ينقض اليقين بالشكّ » . و نستخلص من ذلك أنّ كلّ حالة من الشكّ البدويّ يتوفّر فيها القطع بشيء أولا و الشكّ في بقائه ثانيا يجري فيها الاستصحاب [ و لا يجري فيها البراءة و اما اذا
شرح
چيزى آثارى است يقين به طهارت آب اثرش جواز نوشيدن آن و استفاده از آن براى رفع حدث و خبث است . يقين به وجوب يا حرمت اثرش ترتيب ثواب ، در صورت امتثال ، و ترتيب عقاب ، در صورت مخالفت ، است و همين‌طور براى هر چيزى اثرى متناسب با خودش است . وقتى آثار وجودى چيزى را مرتب مىكنيم و براساس وجود آن آثار حركت مىكنيم ، يعنى در عمل التزام به وجود آن چيز پيدا كرده‌ايم . تا اينجا معناى استصحاب و محل اجراى آن را دانستيد . استصحاب به معناى حكم شارع بر مكلف است به اين كه در عمل ملتزم به چيزى باش كه در سابق به وجود آن يقين داشتى و اكنون در آن شك كردى . و محل اجراى استصحاب هر امر واحد است كه در زمان سابق مورد تعلق يقين بود و در زمان بعدى مورد تعلق شك است . اكنون مىپردازيم به دليل و مدرك استصحاب . چه دليل شرعى بر حجيت چنين اصلى مىتوان اقامه كرد ؟ شارع در كجا چنين حكمى كرده است كه التزام به حالت سابق - كه يقين به وجود آن دارى - داشته باش ؟ دليل بر استصحاب ، حديث امام صادق ( ع ) است كه زراره نقل كرده و به طريق صحيح به ما رسيده است . شخصى از حضرت سؤال مىكند كه من وضو داشتم ، چند لحظه‌اى نشستم و چشمانم سنگين شد . پس شك كردم آيا خواب مرا فراگرفت و وضويم باطل شد يا نه ؟ حضرت فرمود : « لا تنقض اليقين بالشك » . ( يقين خود را با شك نقض نكن . ) يعنى آن را باقى بدان و آثار يقين سابق را مرتب كن و خود را داراى وضو و