خلاصهء مطالب گذشته
1 . در هر كلامى براى كشف مراد متكلم از دو ظهور استفاده مىكنيم : اول ظهور لفظ در مرحلهء دلالت تصورى و دوم ظهور حال متكلم در تطابق بين مقام اثبات و مقام ثبوت .
2 . اساس حجيت ظهور بر دلالت تصديقى استوار است و دلالت تصورى راهى براى كشف آن است .
3 . دليل بر حجيت ظهور متكون از دو مقدمه است : اول آنكه سيرهء صحابه و اصحاب ائمه بر عمل به ظهور بوده است و دوم آنكه منعى از طرف شارع ديده نشده است . پس اين سيره مورد امضاى شارع است .
4 . هر لفظى نسبت به معنا يا نص است يا ظاهر يا مشترك . در حالت اول قانون حجيت ظهور اقتضا مىكند كه بگوييم همان يك معنا مقصود است ، و در حالت دوم قانون حجيت ظهور حكم مىكند كه معناى ظاهر مراد است ، و در حالت سوم قانون حجيّت ظهور كاربردى ندارد .
5 . در بعضى موارد قانون حجيت ظهور محتاج آن است كه دلالت سياق را - كه از ملاحظه مجموع دلالتها به دست مىآيد - مورد نظر قرار دهيم .
6 . قاعدهء اصولى آن است كه ظهور قرينه بر ظهور ذى القرينه مقدم است . اين قاعده گاه در كشف مراد متكلم و تعيين دلالت تصديقى به كار گرفته مىشود .