خلاصهء مطالب گذشته
1 . استخدام لفظ به قصد اخطار معنا در ذهن شنونده « استعمال » ناميده مىشود . آنچه را متكلم از اين استعمال قصد كرده است ، « ارادهء استعماليه » ناميده مىشود .
2 . متكلم در هنگام استعمال ، لفظ و معنا را تصور مىكند ، ولى تصور لفظ آلى و فانى در تصور معناست . بر اين اساس استعمال لفظ واحد در دو معناى مختلف در زمان واحد محال است .
3 . استعمال بر دو قسم است : حقيقى و مجازى .
4 . معناى حقيقى تبادر به ذهن دارد و معناى مجازى نيازمند قرينه است .
5 . گاه معناى مجازى تبديل به معناى حقيقى مىشود . در اين حال نوع ديگرى از وضع صورت مىگيرد كه آن را وضع تعيّنى مىگويند .