خلاصهء مطالب گذشته
1 . كلمهء اجتهاد نخستينبار در ميان اهل سنت به معناى رأى شخصى فقيه استعمال شد . يعنى چنان كه كتاب و سنت دليل شرعى است ، اجتهاد نيز دليل شرعى است . اين معنا نزد شيعه مردود و از اساس باطل است .
2 . در اواخر قرن هفتم مرحوم محقق حلى اصطلاح اجتهاد را تغيير داد آن را به معناى جديدى قرار داد . اجتهاد به معناى نفس عمليات استنباط ، چه براساس كتاب و سنت ، كه مورد قبول شيعه است ، و چه براساس قياس و رأى شخصى ، كه مورد قبول اهل سنت است . اجتهاد در معناى دوم به تصريح محقق حلى مختص به مواردى مىگردد كه استنباط مستلزم گذراندن راههاى نظرى و استدلال باشد .
3 . تغيير اصطلاح اجتهاد در اين حد نماند و معناى سومى ، اعم از معناى دوم ، پديد آمد :
اجتهاد به معناى عمليات استنباط چه مستند به ظواهر باشد يا نباشد . چون در همهء اين موارد ، راههاى نظرى بايد طى شود .
4 . با تكامل علم اصول معناى اجتهاد نيز تكامل پيدا كرد . اجتهاد به معناى عملياتى كه فقيه براى تعيين وظيفه عملى طى مىكند ؛ چه از طريق دليل محرز و استنباط حكم واقعى باشد ، و چه از طريق مراجعه به اصول و تعيين وظيفه عملى مستقيما .