دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 102
علم الاصول منطق الفقه و لا بدّ أنّ معلوماتكم عن علم المنطق تسمح لنا أن نستخدمه [ - علم المنطق ] كمثال لعلم الاصول . فإن علم المنطق - كما تعلمون - يدرس في الحقيقة عمليّة التفكير [ و منهج الاستدلال ] مهما كان مجالها [ - العملية ] و حقلها [ اي مكانها ] العلمي [ اي في علم الكلام او في علم الهندسة او . . . ] و يحدّد النظام العامّ [ به لحاظ صورة الاستدلال ] الذي يجب أن تتّبعه لكي يكون التفكير سليما . مثلا يعلّمنا علم المنطق كيف يجب أن ننهج [ و نمشى ] في الاستدلال بوصفه [ - الاستدلال ] عمليّة تفكير لكي يكون الاستدلال صحيحا ؟ كيف نستدلّ على أنّ سقراط علم اصول ، منطقِ فقه اگر آشنايى مختصرى با علم منطق داشته باشيم به خوبى خواهيم دانست كه چرا علم اصول را بايد منطق فقه خواند . علم منطق علمى است كه چگونگى استدلال صحيح را مىآموزد و قواعدى كه فكر انسان را از خطا بازمىدارد ، پايهگذارى مىكند . البتّه ما در علم منطق ديگر كارى نداريم كه قواعد استدلال در چه علمى به كار مىرود و در قالب قوانين منطقى چه معنايى قرار داده مىشود ، بلكه فقط ساختار صحيح استدلال طرح مىشود و تفاوتى نمىكند كه در علم كلام يا فلسفه يا فقه يا اصول به كار رود . مثلا در منطق گويند « اگر هر الف ، ب باشد و هر ب ، ج باشد پس مىتوان گفت هر الف ، ج است » . حال اين قاعده در علم نحو چنين به كار مىرود : اگر هراسم اشاره اسم مبنى باشد و هراسم مبنى اعراب محلى بپذيرد ، پس هراسم اشاره ، اعراب محلى مىپذيرد . و در علم اصول چنين به كار برده مىشود : هر خبر ثقه اماره است و هر اماره بر اصل عملى مقدّم است ، پس هر خبر ثقه بر اصل عملى مقدّم است . اگر خواستيم در علم فلسفه يا كلام استدلال كنيم كه چرا سقراط فانى است ، يا در