أنّ علم الاصول يدرس في الحقيقة الأدلة المشتركة في علم الفقه لإثبات دليليّتها [ اي لاثبات انها حجة و معتبرة عند الشارع و لاثبات مقدار الحجية و درجة الاستعمال و العلاقة بينها ] ، و بهذا صحّ القول بأنّ موضوع علم الاصول هو الأدلّة المشتركة في عمليّة الاستنباط . [ و مباحث الاصول تتضمن اثبات حجيتها ]
شرح
است . و از جمله قوانين حاكم بر خبر ثقه آن است كه در نزد شارع معتبر و حجت است .
همهء اين مباحث در علم اصول مطرح مىشود ؛ چون همه دربارهء خبر ثقه طرح مىشود و خبر ثقه از ادلهء مشترك است . بحث از دليليت دليل و دامنهء حجيت دليل هم بحث اصولى است . يعنى بحث از اينكه چرا خبر ثقه از جمله ادلهء مشترك است ؟ و چرا در نزد شارع معتبر و حجت است ؟ و نيز بحث از اينكه چرا و چگونه ظواهر حجت است ؟
و نيز بحث از اينكه آيا دامنهء حجيت استصحاب ، شبهات حكميه را شامل است يا اختصاص به شبهات موضوعيه دارد ؟ اينها همه از مباحث اصولى به شمار مىرود ؛ نه اينكه دليليت دليل در علم ديگرى بحث شود و بعد از آنكه به اثبات رسيد ، به عنوان موضوع در علم اصول وارد شود و مباحث ديگرى كه برفرض دليل بودن آن استوار است مطرح شود .
با مراجعه به فهرست مطالب اين كتاب روشن خواهد شد كه همهء مباحث در اطراف يك موضوع ، و آن « دليل » است . لذا محور مباحث آينده را چنين مىتوان ترسيم كرد :