آوردن عايشهء صديقه بخانهء پيغامبر عليه السلام « 1 »
پس پيغامبر عليه السّلم هم بدان [ سال ] كه بمدينه آمد عايشه را به خانه آورد كه دو سال بود تا پيغامبر عليه السّلم عايشه را رضى اللَّه عنها بزنى كرده بود . و پيغامبر عليه السّلم بفرمود بو بكر را « 2 » كه عيال خويش را از مكّه بيار . بو بكر مر پسرش احمد بفرستاد تا عيال او را بياورد ، اسما را و عايشه را . و اسما زن زبير بن العوام بود . و چون بمدينه آمدند اسما بار داشت ، و عبد اللَّه بن زبير بمدينه زاد . گفتند مر زبير بن العوام را كه اسما بمتعه بزنى كرد و اندران وقت متعه حلال « 3 » بود .
و اندران سال هجرت نعمان بن البشير نيز از مادر بزاده بود ، و مسلمانان بدين دو فرزند كه بيامدند شادمان شدند ، از بهر آن كه جهودان مدينه گفتند كه ما افسون كرديم تا هيچ خلق از ياران محمّد فرزند نيارند تا نسل ايشان بريده شود . پيغامبر عليه السّلم گفت : هيچ اندوه مدار [ يد ] كه خداى عزّ و جلّ با من وعده كرده است كه اين دين من تا رستخيز بدارد .
و پيغامبر عليه السّلم چون بو بكر عيال خويش را بمدينه آورد همانگه مر عايشه را به خانه برد ، و عايشه نه ساله گشته بود كه بخانهء پيغامبر رفت .
عايشه گفت مرا بهفت هنر « 4 » بر زنان پيغامبر فضل است :
يكى آنست كه اين آيت بر من بيرون « 5 » نيست كه گفت خداى عزّ و جلّ :
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ
- الى قوله -
وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
« 6 » .
هامش
( 1 ) - حديث به خانه بردن پيغامبر عليه السلام عايشه را . ( خ ) - حديث به خانه بردن پيغامبر عليه السلام مر عايشه را رضى اللَّه عنها . ( نا )
( 2 ) - و چون پيغامبر عايشه را بزنى كرد هفت ساله بود و چون بمدينه آمد عايشه نه ساله گشته بود و پيغامبر مر بو بكر را بفرمود . ( خ )
( 3 ) - اين عبارت در نسخهء « خ » نيست و در نسخ ديگر هست .
( 4 ) - هفت چيز .
( خ . نا . صو )
( 5 ) - از من بيرون . ( خ . صو )
( 6 ) - الاحزاب 22 / 23