ازيشان بمكّه نيايند از پس اين چهار ماه حرام .
و اين سورة پيغامبر عليه السّلام بدست بو بكر صدّيق بفرستاد تا بر ايشان برخواند بدان وقت كه همه را گرد كند بمكّه ، و حجّت برگيرد كه نيز نيايند .
پس چون بو بكر رض بمكّه رفت ، تا آن وقت كز مدينه برفت علىّ بن ابى طالب رضىّ اللَّه عنه غايب بود . پس على باز آمد و پيغامبر عليه السّلام او را از پس بو بكر بفرستاد ، و بو بكر را فرمود سورة براءة به دو ده تا او بر مردمان خواند . على بشد و پيغامبر عليه السّلم اميرى حجّ مر بو بكر را داده بود . چون على اين سورة براءة از بو بكر بستد بو بكر چنان دانست كه اميرى حج نيز على [ را ] داده است . بو بكر آن سورة مر على را داد و خود بازگشت ، و بپيغامبر آمد ، گفت : يا رسول اللَّه از من چه گناه آمد كه مرا باز گردانيدى ؟ پيغامبر عليه السّلم او را گفت : يا با بكر من ترا باز نگردانيدم ، امير حجّ هم توى و اين حج هم ترا بايد كردن ، و لكن من على از بهر آن فرستادم كه اين سورة براءة برخواند بر خلق ، كه وى قرابت منست و چنان واجب كند كه اين سورة از وى بشنوند ، تو بازگرد و حجّ كن كه امير حجّ توى .
پس بو بكر بازگشت و بو بكر و على هر دو بمكّه آمدند . چون خلق گرد آمدند على آن سورة براءة برخواند ، گفت : همه بشنويد كه خداى عزّ و جلّ همى فرمايد كه چون اين چهار ماه حرام بگذرد از پس اين هيچ كافر نيست كه بخانهء مكّه آيد اين حج كردن و طواف كردن ، اينجا همه مسلمانان را است .
پس اين سورة على بر خلق برخواند ، و بو بكر مير حجّ بود ، و حجّ
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 633
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٣٣