الفيل ، چون قحطى كه بودى بجهان در . گروهى اين تاريخ از وقت طوفان نوح نهادندى و گروهى نيز از وقت وفات آدم نهاده بودند .
پس آن گه كه پيغامبر [ ان ] « 1 » خداى عزّ و جلّ بيرون آمدند تاريخ هر امّتى از وقت ايشان باز گرفتند . گروهى گويند از آن وقت باز گرفتند كه ابرهيم عليه السّلام را به آتش افكندند . و قوم ابرهيم از وقت وفات ابرهيم گرفتند .
پس چون پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه و سلّم بزرگ شد كافران مكّه گرد آمدند و كعبه را ويران كردند بدانگه ديگر باره نو كردند آن خانه را « 2 » تاريخ اهل مكّه از آن وقت باز بود .
پس چون پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه هجرت كرد فرمود كه تاريخ از هجرت كنند ، همه مسلمانان تاريخ از هجرت همىداشتند .
گروهى چنين گويند كه اين تاريخ خود از پس پيغامبر نهادند .
و چنين گويند كه عاملى بود ابو بكر را رضىّ اللَّه [ عنه ] « 3 » او را ابو علىّ بن اميّه خواندندى ، چنين گويند كه اين تاريخ او نهاد . و لكن اين خبر معروفتر است كه اين تاريخ خود پيغامبر نهاده است ، از بهر آنكه از پيغامبر عليه السّلام اخبارهاست كه او تاريخ نگاه داشتى ، چنانك روايت كنند كه روز حجّ الوداع بمكّه اندر خطبه كرد ، و آن باز پسين خطبه بود كه پيغامبر كرد ، و بدان خطبه اندر چنين گفت :
الا انّ الزّمان استدار كهيئة يوم خلق السّماوات و الارض ، السّنة اثنا عشر شهرا ، و الشّهر ثلاثون يوما ، منها اربعة حرم ، [ ثلاثة ] « 4 » متواليات : ذو القعدة و ذو الحجّة
هامش
( 1 ) - پيغامبران . ( خ )
( 2 ) - ويران كردند برانك ديگر باره نو كنند ، پس چون نو كردند آن خانه را . ( خ . صو )
( 3 ) ( صو )
( 4 ) ( نا )