خداى « 1 » ، و دشخوار داشتند كه جهاد « 2 » كنند بخواستهاى ايشان و بتنهاى ايشان اندر راه خداى ، و گفتند كه : مه بيرون شويد اندر گرمى .
بگو : آتش دوزخ سختتر گرما اگر هستند و مىاندر يابند « 3 » *
82 - بگو : بخنديد اندكى و بگرييد بسيار ، پاداشى بدانچه بودند و مىساختند « 4 » *
83 - و اگر باز گرداند ترا خداى سوى گروهى از ايشان دستورى خواهند « 5 » بيرون شدن را ، بگو كه : مه بيرون شويد با من هرگز ، و مه كارزار كنيد با من با دشمن ، كه شما هم داستان شديد بنشستن نخست بار ، بنشينيد با خلاف كردگان « 6 » *
84 - و مه نماز كن بر يكى از ايشان كه بميرد هرگز ، و مهايست بر گور او ، كه ايشان كافر شدند بخداى و پيغامبر او ، و بمردند و ايشان تباهكاران بودند *
85 - و مه شگفت كند « 7 » ترا خواستهاى ايشان و فرزندان ايشان ، كه همى خواهد خداى كه عذاب كند ايشان را بدان اندر اين جهان ، و هلاك شود تنهاى ايشان و ايشان كافراناند *
86 - و چون فرو فرستاده بود سورتى كه بگرويد بخداى و جهاد كنيد با پيغامبر او ، دستورى خواستند از تو خداوندان فضل « 8 » از
هامش
( 1 ) - بنشستن ايشان را خلاف كردن پيغامبر خداى . ( خ ) - بنشستن ايشان خلاف پيغامبر خداى . ( نا )
( 2 ) - كارزار . ( صو ) - غزو . ( خ )
( 3 ) - سختر بگرمى اگر باشند كه اندر يابند . ( خ )
( 4 ) - تا بخنديد اندكى و بگرييد بسيارى پاداش بدانچه بودند كنند . ( خ )
( 5 ) - دستورى خواهند از تو . ( خ . نا )
( 6 ) - با پس ماندگان . ( نا ) - بازماندگان . ( خ )
( 7 ) - و خوش نيايد . ( خ . نا )
( 8 ) - خداوند خواسته . ( صو . نا ) - خداوندان فضل . ( خ )