100 - و برآورد پدر و مادر خويش را بر تخت ، و بيفتادند او را سجدهكنان ، گفت : اى پدر اين است تأويل خواب من كه از پيش ديده بودم ، و بدرستى كه كرد آن را خداى من راست ، و بدرستى كه نيكو كرد به من كه بيرون آورد مرا از زندان ، و آورد شما را از نخست از پس آن كه تباه كرد ديو « 1 » ميان من و ميان برادران من ، كه خداى من نيكوكار است « 2 » آن را كه خواهد ، حقّا كه اوست دانا و درستكار *
101 - بار خداوندا بدرستى كه بدادى ما را « 3 » از پادشايى ، و آموختى مرا از تفسير سخنها ، آفرينندهء « 4 » آسمانها و زمين ، توى دوست من اندر دنيا و آخرت ، بميران مرا مسلمان ، و اندر رسان بنيكان *
102 - آنست از خبرها پنهانى وحى كرديم آن سوى تو ، و نه بودى نزديك ايشان كه بهم كردند فرمان ايشان و ايشان مكر مىكنند « 5 » *
103 - و نه بيشتر مردمان و اگر حريص باشى گرويدگان « 6 » *
104 - و نه خواهى ازيشان بران هيچ مزدى ، و نيست آن مگر ياد كردى جهانيان را *
105 - و چند از نشان اندر آسمانها و زمين مىروند « 7 » بران ، و
هامش
( 1 ) - و آورد شما را از راه دور از پس از آن كه بشورانيد ديو . ( خ . نا ) - و بياورد شما را از دشت از پس آنكه شورش افكند ديو . ( صو )
( 2 ) - چابك كارست . ( صو ) - باريك دانست . ( خ . نا ) - ترجمهء لطيف .
( 3 ) - مرا . ( خ . صو . نا )
( 4 ) - سخنان .
يا آفريدگار . ( صو ) - حديثها . يا آفريدگار . ( نا )
( 5 ) - كه فراهم كردند كارشان را و ايشان مىسگاليدند . ( خ ) - چون آهنگ كردند به كار خويش و ايشان سازش بد همىكردند . ( صو ) - كارهاشان و ايشان مكر همىكنند . ( نا )
( 6 ) - و نيستند بيشترين مردمان ، و گر چه حريص گشتى بگرويدن ايشان . ( صو )
( 7 ) - همىگذرند .
( صو ) - همى روند . ( نا )