تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
جلّ شما را ، و اوست بخشاينده [ تر ] بخشايندگان « 1 » * 93 - ببريد پيراهن من اين و بيوكنيد آن بر روى پدر من تا بيابد بينايى ، و بياريد گروه شما همه « 2 » * 94 - و چون برفت « 3 » كاروان ، گفت پدر ايشان كه : من همىيابم بوى يوسف ، چرا مرا همى نادان داريد « 4 » * 95 - گفتند : بخداى كه تو اندر گم شدگى خويش ديرينه‌اى « 5 » * 96 - چون كه آمد بشارت دهنده « 6 » بيوكند آن پيراهن بر روى او برگشت « 7 » بينا ، گفت يعقوب كه نه گفتم شما را كه من دانم از خداى آنچه نه دانيد شما * 97 - گفتند : اى پدر ما آمرزش خواه ما را گناهان ما ، كه ما بوديم گناه‌كاران * 98 - گفت : زود باشد كه آمرزش خواهم شما را از خداى خويش حقّا كه اوست آمرزگار و مهربان * 99 - و چون اندر شدند بر يوسف نزديك شد سوى او پدر او و مادر او ، « 8 » و گفت : اندر شويد بمصر اندر اگر خواهد خداى ايمنان *
هامش
( 1 ) - مهربان‌تر مهربانان . ( خ ) ( 2 ) - تا بشود بينا . و بياريد كسهاى خويش را همگنان . ( صو ) . تا آيد بينا شده و به من آريد كسهاى شما را همه . ( خ ) ( 3 ) - چون بيرون شد . ( خ . صو ) ( 4 ) - اگر نه منسوب كنيد مرا به بيخردى . ( نا ) - اگر نه مرا منسوب كنيد بديوانگى . ( خ ) - اگر شما فرتوت نخوانيد مرا . ( صو ) - لو لا ان تفندون . ( 5 ) - كه تو هستى اندر عشق و دوستى ديرينه . ( نا ) - كه توى اندر بىراهى تو هميشه . ( خ ) ( 6 ) - مژده دهنده . ( صو . خ . نا ) ( 7 ) - باز آمد . ( نا ) - گرديد . ( خ ) - برگشت . ( صو ) ( 8 ) - نزديك كرد بخويشتن پدر و خاله را . ( صو ) - فرا كشيد سوى او پدر او را . ( خ ) - اندر گرفت سوى خويش پدر و مادرش را . ( نا )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 756 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى