سورة يوسف مكية ، و هى مائة و احدى عشر آية
[ ترجمه ]
بنام خداى بخشاينده مهربان « 1 » *
1 - آنست آيتهاى كتاب هويدا « 2 » *
2 - و ما فرو فرستاديم آن قرآن تازى مگر شما خرد داريد « 3 » *
3 - ما قصّه كنيم « 4 » بر تو نيكوتر قصّهها بدانچه وحى كرديم ما سوى تو اين قرآن ، و اگر بودى از پيش « 5 » از غافلان *
4 - و چون گفت « 6 » يوسف پدر خويش را كه : اى پدر من ديدم يازده ستاره و آفتاب و ماه تاب « 7 » ديدم ايشان را مرا سجده كنا [ ن ] *
5 - گفت اى پسر ، مه قصّه كن « 8 » خواب خويش را بر برادران تو كه كيد كنند ترا كيدى « 9 » حقا كه ديو مردمان را دشمنى است هويدا *
6 - و چنان برگزيند ترا خداى تو و بياموزد ترا از تأويل سخنها
هامش
( 1 ) - مهربان بخشاينده . ( خ . نا ) بنام آن خداوندى كه يعقوب را درد يوسف بچشانيد . مهربانى كه يوسف را ملك مصر گردانيد ، بخشاينده كه يعقوب را بيوسف رساند . ( صو )
( 2 ) - من آن خدايم كه همىبينم . اين آيتها نامهايست بينا .
( صو ) - منم خداى دانا . اينست آيتهاى قرآن هويدا . ( خ ) - منم خداى بينا . اينست آيتهاى كتاب هويدا . ( نا ) ، در متن « الر » ترجمه نشده است
( 3 ) - تا مگر شما اندر يابيد . ( صو ) - تا مگر شما بدانيد . ( خ )
( 4 ) - ما برخوانيم . ( خ . نا )
( 5 ) - از پيش اين . ( خ . نا ) - از پيش آن از بىآگاهيان . ( صو )
( 6 ) - كه گفت . ( خ . نا ) - چون گفت . ( صو )
( 7 ) - آفتاب را و ماه را . ( صو . خ ) - و خورشيد و ماه . ( نا )
( 8 ) - يا پسرك من مه بر گوى . ( نا ) - يا پسرك من پيدا مكن .
( صو ) - يا پسر بنگوى . ( خ )
( 9 ) - كه بسازند مر ترا سازشى بد . ( صو ) - كه بسگالند ترا سگالشى . ( خ ) - كه بسگالند ترا سگاليدنى . ( نا )