گويند ياجوج و ماجوج از نسل اين دو پسر است و نام ايشان است ، و آن سياهان و زنگيان از نسل حاماند . و سبب حديث چنان بود كه بدان وقت كز كشتى بيرون آمدند و آن ده هشتاد خانه بنا همى كردند هر كسى خانهء خويش و آن جفت خويش بنا همى بايست كردن كه جز ازيشان مردم نبود بر زمين . پس ديگر روز نوح پيغامبر عليه السّلم كار گل كرده بوده سخت مانده شده بود ، همانجا خفته بود ، و باد اندر آمده بود و جامه از نوح برداشته بود . و عورت او برهنه شده بود . پس يافث بگذشت و عورت پدر خويش برهنه ديد ، و بدان بگذشت و بخنديد و نپوشيد . پس حام فراز رسيد هم چنان نپوشيد و بگذشت . پس سام فراز رسيد و عورت پدر خويش بپوشيد و با آن دو برادر بجنگ آورد « 1 » كه شما عورت پدر خويش بديديد و نپوشيد [ يد ] . « 2 » پس نوح بيدار گشت و زان كار آگاه شد و تافته شد ، از حديث يافث و حام اندوه آمدش ، بر سام دعا كرد نيكو كرد « 3 » گفت خداى بر نسل تو بركت كناد ، و بر حام و بر يافث دعاى بد كرد ، گفت خداى عز و جلّ آب از پشت شما بگرداناد از حال خويش .
اكنون چنين گويند كه هر چه اندر جهان سپيد روياناند و پيغامبران اند از نسل سام بن نوحاند ، و هر چه سياهاناند و هندواناند همه از نسل حاماند .
و ايدون گويند كه آنجا كه حام بن نوح بود هران ميوه كه بيرون آمده همه سياه بود ، اين انگور سياه اصل از آنست و نه بينى كه علماى تعبير اندر كتابها ايدون گويند كه هر كى انگور سياه بخواب بيند او را
هامش
( 1 ) - به آن دو برادر جنگ كرد . ( صو )
( 2 ) ( صو . نا )
( 3 ) - بر سام دعا نيكو كرد . ( خ )