و آمد به من ازو بخشايشى ، كى نصرت كند ما را از خداى اگر عاصى شوم او را ؟ نه افزايند مرا بجز نقصان « 1 » *
64 - اى گروه اينست اشتر ماده خداى شما را نشانى ، بگذاريد آن را « 2 » تا مىخورد اندر زمين خداى ، و مه رسانيد به دو بدى ، كه بگيرد « 3 » شما را عذابى نزديك *
65 - بكشتند او را ، گفت برخوريد اندر خانهاى شما سه روز ، آن وعده است جز دروغ كرده « 4 » *
66 - و چون آمد فرمان ما برهانيديم صالح را و آن كسها را كه بگرويدند با او ، برحمتى از ما ، و از رسوايى « 5 » آن روز ، حقا كه خداى تو اوست با قوّت و بىهمتا « 6 » *
67 - و بگرفت آن كسها را كه ستم كردند آوازى ، و برگرديدند اندر خانهاى ايشان اندر زانو * « 7 »
68 - گواى نه بودند اندران . . مگر كه ثموديان كافر شدند بخداى ايشان . نه كه دورى باد ثموديان را ! « 8 » *
هامش
( 1 ) - كه يارى كند مرا از خداى اگر نافرمان شوم . او را ، نه فزاييد مرا جز زيان . ( نا ) - كيست يارى كند مرا از خداى اگر نافرمان شوم او را ، نفراييد مرا جز زيان كارى .
( خ ) - كه يارى كند مرا از خداى اگر بىفرمانى كنم ورا . بيفزاييد مرا جز زيان كارى ؟ ( صو )
( 2 ) - دست بداريد او را . ( خ ) - دست باز داريدش . ( صو )
( 3 ) - و مبساويدش ببدى كه بگيرد . ( صو )
( 4 ) - گفت برخوردارى گيريد اندر سرايهاى شما سه روز آنست وعدهء نابدروغ داشته . ( خ )
( 5 ) - وز خوارى .
( خ . نا ) - وز عذاب . ( صو )
( 6 ) - بنيرو استوار كار سخت گير . ( صو ) - با نيرو و بىهمتا . ( خ ) - با نيرو و عزيز . ( نا )
( 7 ) - بگرفت مر كافران را عذاب ، گرديدند اندر سراىهاى ايشان مردگان . ( خ ) - بگرفت آن كسها را كه ستم كردند بانگى ، گرديدند اندر سراى ايشان مردگان . ( نا ) . . . مردگان افتادگان . ( صو ) - ترجمهء جاثمين .
( 8 ) - چنان كه نبودند اندران ، بدان كه ثموديان كافر شدند به خداوند ايشان ، بدان كه دورى قوم ثمود را . ( خ ) - . . كه دورى است مر ثمود را . ( نا ) . . .
كه دورى و هلاك باد گروه ثمود را . ( صو )