تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مستوفى قزوينى ( تاريخ گزيده ) و مير خواند و غيره از حيث اهميت بپايه كتب سابق - الذكر نمىرسند ، زيرا كه در خصوص تاريخ ساسانيان چندان چيزى ، كه اضافه بر كتب اقدمين باشد ، دربر ندارند . در باب ارتباط منابع عمده عربى و فارسى با يكديگر ما خوانندگان را ارجاع مىكنيم بمقدمه كتاب « تاريخ ايرانيان و تازيان » تأليف نلدكه ، كه بواسطه يادداشتها و توضيحات زيادى كه دارد ، واجد اهميت خاصى است . همچنين رجوع شود بديباچه كه زتنبرگ « 1 » بر چاپى ، كه از كتاب ثعالبى كرده ، نوشته است نيز مراجعه شود بتحقيقاتى ، كه من در كتاب خود موسوم به « كواذ اول و مزدك » « 2 » نموده‌ام ، و مقالاتى ، كه در باب بوزرجمهر حكيم و ابرسام و تنسر « 3 » نوشته‌ام . بنابر رأى نلدكه ( كتاب سابق الذكر ، مقدمه ، ص
XXI
) اوتىكيوس « 4 » و ابن قتيبه در تواريخ خود از ترجمه ابن المقفع از خوذاى نامگ پيروى و اقتباس كرده‌اند « 5 » . طبرى جداگانه مطالبى را ، كه در اين خصوص يافته است ، بدون ذكر مأخذ نقل نموده و نكاتى به تناسب مقام در باب تاريخ دولت عربى حيره در آن داخل كرده است . بلعمى ، پس از مزج كردن مطالب طبرى نكته چند ، كه از مآخذ ديگر گرفته ، در آن وارد نموده است . فارس‌نامه نيز ، كه بطور كلى تابع روايات طبرى است ، نكاتى كه از جاى ديگر اخذ كرده ، افزوده است . كتاب حمزه ، كه خلاصه بيش نيست ، حاوى مطالب بسيارى است ، كه از ترجمه‌ها و تحريف‌هاى عربى خوذاىنامگ اتخاذ كرده است . مجمل التواريخ مبتنى بر تأليفات حمزه اصفهانى است و علاوه بر كتاب مختصرى ، كه از حمزه در دست است ، صاحب مجمل ساير مؤلفات آن مورخ را ، كه فعلا
هامش
( 1 ) -Zotenberg( 2 ) - گزارش آكادمى دانمارك . ( 3 ) -Acta Orientalia، ج 8 و 10 . ( 4 ) -Eutychius( 5 ) - مقايسه شود با گابريلى ، مجله مطالعات شرقيه ، ج 13 ، ص 209 و ما بعد .