اگر نسبت به صورت پادشاهان نخستين ساسانى مشكوك باشيم ، دليلى در دست نيست ، كه شرحى را ، كه از هيئت و سيماى سلاطين اخير آن سلسله نگاشتهاند ، قبول نكنيم . لباس و سلاح و هيئت افراد اين پادشاهان بقدرى مطابق با حجارىها و ظروف نقره عهد ساسانى است كه نميتوان گفت نقوش مذكور را بعد از انقراض ساسانيان جعل و اختراع كردهاند .
بعقيد گوتشميد « 1 » اين كتاب همان تاج نامه بوده است و اينوسترانتزف « 2 » و بعدها شدر « 3 » نيز اين عقيده را ، كه بسيار محتمل به نظر ميرسد ، پذيرفتهاند . سخنانى ، كه روايات عربى و فارسى هنگام بر تخت نشستن به شاهان ساسانى نسبت دادهاند ، بعقيده اينوسترانتزف مآخوذ از اين كتاب است .
استخرى گويد « 4 » كه در ناحيه شاپور نقش پادشاهان و بزرگان فارس و موبدان و ساير مردان را بر كوهها رسم كردهاند و نيز گويد كه تصوير اين اشخاص و شرح اعمال و تاريخ دولت آنان را در كتابهائى درج كرده و بنگاهبانانى سپرده بودند ، كه در قلعه شيز ناحيه ارجان مقام داشتند . اينوسترانتزف « 5 » اين گفته را نيز با تاجنامه مربوط ميداند .
نام عده كثيرى از كتب پهلوى ، كه به عربى ترجمه شده است ، در الفهرست ديده مىشود مخصوصا صفحه 305 و صفحات 16 - 315 . نام برخى ازين كتب در تواريخ ديگر هم مذكور است . بعضى از آنها جزء سلسله اندرزهاست « 6 » و بعضى
هامش
( 1 ) - رسالات مختصرKleine Schriften، ج 3 ، ص 45 و بعد و ص 150 و بعد .
( 2 ) - مطالعات ساسانى ، ص 31 - 27 ؛ نريمان ، ص 72 - 67 . و نيز اضافات نريمان را به ببنيد ، ص 164 ، 165 ، 167 .
( 3 ) - سالنامه مجموعههاى هنرى پروس ،d . preuss . Kunstsammlungen . lahrb .ج 57 ، سال 1936 ، ص 231 و بعد .
( 4 ) - جغرافيون ، ج 1 ، ص 150 .
( 5 ) -Inostrantzev( 6 ) - شرح اندرزها را در چند صفحه قبل بهبينيد .