تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
در سال 16 / 915 ميلادى ، مسعودى « 1 » در استخر پيش يكى از بزرگان فارس « كتاب ديگر ديده است حاوى اغلب علوم ايرانيان با شرح تواريخ و ابنيه و مدت سلطنت پادشاهان » و بعلاوه تصوير شاهنشاهان ساسانى را نيز دربر داشته است . « رسم چنان بود كه در روز وفات هر شهريارى تصوير او را ميكشيدند - چه پير چه جوان - و جامه رسمى و تاج و هيئت محاسن و نشانه‌هاى چهره او را در آن نقش نشان ميدادند » . آنگاه تصوير را در گنج شاهى مىسپردند « تا سيماى پادشاه مرده از خاطر آيندگان نرود » . اگر شاه در لباس جنگى مصور ميشد ، او را ايستاده مىكشيدند . و اگر در حال رسيدگى بامور كشور كشيده مىشد ، وى را نشسته نقش ميكردند . در اين نقوش پادشاه را در ميان بزرگان و زيردستان درگاه چنان مىكشيدند ، كه وقايع مهمه ايام دولت او از آن مستفاد مىگشت . هم مسعودى گويد ، كه اين كتاب را از روى نسخهء نقل كرده‌اند ، كه در گنج پادشاهان ايران در نيمه ماه جمادى الثانيه 113 ( 781 بعد از ميلاد ) بدست آمد . اين كتاب را بامر هشام بن عبد الملك بن مروان از پهلوى به عربى ترجمه كرده بودند و نقوش آن را با الوانى محير العقول ( كه امروز بدست نمىآيد ) مانند محلول طلا و نقره و مس مذاب رنگ‌آميزى نموده بودند و هم او گويد « از بس اوراق اين كتاب زيبا بود ، و در ساختن آن دقت كرده بودند ، كه من درست ندانستم از كاغذ بود يا از پوست » . ظاهرا حمزه اصفهانى در شرحى ، كه از سيما و صورت هر يك از سلاطين ساسانى داده است ، استنادش به اين كتاب بوده است . البته تصويرهايى ، كه از پادشاهان بدست آمده ، همه اصيل و موافق طبيعت نبوده است « 2 » ، زيرا كه على الظاهر اين رسم ، يعنى كشيدن صورت سلاطين در روز وفات ، در اثناء دورهء ساسانيان متداول شده است و براى تكميل دوره تصاوير ناچار صورت پادشاهان سلف را از روى خيال و حدس و قياس ساخته و بنقوش موجود افزوده‌اند . پس
هامش
( 1 ) - التنبيه ، جغرافيون ، ج 8 ، ص 106 ؛ ترجمهء كارادوو ، ص 150 و بعد . ( 2 ) - مقايسه كنيد هرتسفلد ، گزارش باستان ، ج 9 ، ص 103 .
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 107 | رشيد ياسمى / آرتور كرستين سن