عظيم الشان را بر سلطنت اختيار كنند . فرخ سير در آن وقت در بنكاله بود و با خزانهء قليلى كه داشت ، عده كثيرى بر او گرديدند . در به دو امر عز الدين پسر جهاندار شاه را مغلوب ساخت ، پس از آن با خود جهاندار شاه ، نزديك اكره محاربه نمود . لشكر جهاندار قريب صد هزار پياده و سوار بود ، ولى خيانت و نامردى بعضى از سران سپاه اسباب نصرت و فيروزى فرخ سير گرديد . جهاندار شاه را يك پسر بود . عز الدين عظيم الشان نيز يك پسر داشت . محمد فرخ سير رفيع الشان را سه پسر بود :
رفيع الدرجات رفيع الدوله و سلطان ابراهيم . جهانشاه را يك پسر بود : محمد شاه ، كه اكنون بر سرير سلطنت متمكن است .
محمد فرخ سير
پسر عظيم الشان بعد از آنكه بر تخت نشست ، سيد عبد الله خان را به وزارت برداشت و لقب قطب الملك و يار باوفا به او عنايت فرمود . حسينعليخان را خزانهدار قشون و سردار و ملقب به امير الامراء كرد . براى پادشاه جز اسمى نبود ، زمام تمام امور در قبضهء اقتدار اين دو نفر آمد . فرخ سير از اينحالت دلتنگ بود و بالاخره به اشاره و اغواى خاندوران و مير جمله براى دفع اين دو برادر تدبيرها كرد ، اين دو امير مقتدر را جز ازدياد ثروت خيالى نبود ، بنابراين نظام الملك پسر غازى الدين خان را از ملك دكن بيرون كردند و حسينعليخان خود به فرمانروائى آنجا رفت ، بالاخره چون پادشاه را از اقتدار خود دلتنگ ديدند ، مصمم گشتند كه او را براندازند و پادشاهى بردبارتر به جاى او بنشانند . اجيت سنگ ماهاراجه را ، كه دخترش در حرم فرخ سير بود ، با خود همدست كرده و پادشاه را به مجلس گرفتار كردند ، چندى نگذشت كه با سيم تافته كه چشمهايش كشيدند ، از بينش بىنصيبش نمودند و به تاريخ شانزدهم فوريه سنه 1719 مطابق سنه 1132 هجرى ، بعد از آنكه هدف هزار گونه ستم و دشنامش كردند ، به قتل رسيد . ايام سلطنت او هفت سال بود و در زمان او بود كه كمپانى انگليس ، موافق فرمان پادشاهى ، از دادن باج و گمرك در تمام مملكت معاف شدند . ترجمهء فرمان مزبور از