ترجمهء وصيتنامهء اورنگزيب كه مجددا از انگليسى به فارسى ترجمه شده است
دانسته و آگاه باش كه من تهىدست به دنيا آمدم و تهىدست درگذشتم . هريك از پسران كامياب من بر سرير سلطنت عروج كند به محمد كامبخش ، در صورتى كه به دو ايالت جديد بيجاپور و حيدرآباد راضى باشد ، صدمه نرساند . بهتر از امير الامراء وزيرى نمىتواند بود . تمام چاكران دربار به محمد اعظم شاه صداقت و وفادارى كنند .
هركس بعد از من بر سرير سلطنت نشيند به آنها كه در خانه من متولد شده يا تربيت يافتهاند اذيت نرساند و آنها را خارج نكند ، اگر اولاد من قسمتى را كه من كردهام قبول كنند اغتشاش و خونريزى برپا نمىشود . در مملكت دو پايتخت است اكره و دهلى ، آنكه در اكره نشيند دكن و فالوه و گجرات را تواند داشت و آنكه در دهلى نشيند كابل و ايالات ديگر را . من برهنه به دنيا آمدهام و برهنه از دنيا مىروم . اسباب سلطنت و تجمل در تشييع من لازم نيست . حميد الدين خان كه وفادار و معتمد است نعش مرا به محل شاه زين الدين حمل كند و قبر مرا مانند قبور درويشان بسازد . اولاد كامكار من به فكر عظمت بناى مقبره نباشد . در خزانهء مخصوص من پنجاه و هفت هزار و سيصد و هشتاد و دو روپيه كه قريب هفتهزار و دويست ليره مىشود موجود است . هزار روپيه در وقت حركت دادن جنازهء من انفاق كنند و السّلم . اورنگ زيب پنج پسر داشت سلطان محمد ، محمد معظم كه به جاى پدر بر تخت نشست ، محمد اعظم محمد اكبر و محمد كامبخش .
داراشكوه دو پسر داشت ، سليمانشكوه و سپهشكوه .
سلطان شجاع دو پسر داشت ، زين الدين محمد و بلند اختر .
مرادبخش يك پسر داشت ، ايزدبخش .