والى كرتلى و پسرش ايراكلى « 1 » را والى كاختى كرد .
نادر در 19 جمادى الثانيه 1157 ( 30 ژويه ) به ظاهر قارص رسيد اما محاصره طول كشيد و چون سرما شروع شد نادر در 2 رمضان ( 9 اكتبر ) دست از محاصره برداشت و از راه اخل تسخيه و اخل كلكى و گنجه به بردع وارد شد ، در بردع كاخهائى از نى براى لشكريان و براى حرم پادشاهى برافراشته بودند .
آخرين لشكركشى به داغستان
در 22 ذيقعده ( 27 دسامبر ) با وجود سرما نادر به عزم تنبيه داغستانيان به راه افتاد ، در 6 ذيحجه ( 10 ژانويه 1745 ) به دربند وارد و پس از دستبردهاى سريع به بردع بازگشت 5 محرم 1158 ( 7 ژانويه ) .
نوروز 1158 ( 1745 ) را در آرش گذرانيد و از آنجا به مراتع شكى رانده از طريق خچن به كنار درياچهء گوكچه رسيد ( 12 جمادى الثانيه - 12 ژويه ) ، درين وقت نادر سخت مريض بود و او را با تخت روان حركت ميدادند ، طبيب مخصوص شاه پ .
بازين مرض او را مقدمه استسقا تشخيص داد .
آخرين محاربه با عثمانى
مقارن اين احوال از باب عالى لشكرى گران بسر عسكرى يگن محمد پاشا صدر اعظم سابق به جانب ارزنة الرّوم و قارص گسيل شده بود و سپاه ديگر به سردارى عبد الله پاشا جبجى و سلطان وردى خان اردلان كه از گريختگان ايرانى بود از راه ديار بكر و موصل پيش ميآمد . نصر الله ميرزا به سردارى قشونى كه در مغرب ايران اقامت داشت به مقابلهء عبد الله پاشا مأمور گشت .
نادر در گوكچه براى پسرش امامقلى ميرزا و برادرزادهاش ابراهيم خان « 2 » جشن عروسى برپا داشت ، نخستين را ايالت خراسان و دوم را حكومت عراق عطا فرمود و
هامش
( 1 ) - در جهانگشا اين اسامى را چنين قيد مىكند : كارتيل ارايكلى ( مترجم ) .
( 2 ) - ابراهيم خان ولد ابراهيم خان مقتول بود كه بعد از فوت پدرش نادر او را به اين نام خواند ( مترجم ) .