يموت همدست شدهاند « 1 » حاكم استراباد قاجاريه را تنبيه سخت كرد و راه افراط سپرد « 2 » .
در خوارزم هنوز آتش فساد شعلهور بود و نادر برادرزاده خود علينقى خان را با رتبهء سپهسالارى و اختيار تام به آن سامان فرستاد .
خروج صفى ميرزاى مجعول در قارص
نادر شاه عيد نوروز 1157 ( 1744 ) را در كنگاور گذرانيد ، در اينجا خبر دسايس عثمانيان بسمع او رسيد كه احمد پاشا جمال اغلو حاكم قارص از جانب صفى ميرزا مدعى سلطنت ايران ، احكامى در آذربايجان منتشر مىكند ، اسم اصلى اين شخص محمد على رفسنجانى بود ، نادر در وصول به ابهر مطلع شد كه احمد پاشاى مذكور معزول و به جاى او احمد پاشا وزير سابق عثمانى مأمور قارص شده است ، پس احكامى به حكام ايروان نوشته فرمان داد كه شروع به رهائى اسراى عثمانى كنند ، اما پاشاى مذكور از شرايط صلح اظهار بىاطلاعى كرد ، نادر مجبور شد كه نقشهء سفر را تغيير داده عازم قارص شود ، در راه به او مژده دادند كه مردم گرجستان بر عثمانيان غلبه و در 24 ذيقعده 1156 ( 30 دسامبر ) گرجيها دراخل كلكى سام ميرزاى سابق الذكر را دستگير كردهاند ، نادر يك چشم او را از كاسه بيرون آورده « 3 » او را به قارص فرستاد تا چون صفى ميرزا نزد اوست برادران مجعول يكديگر را ديدن نمايند ، يوسف پاشا حاكم اخل تسيخه كه با هدايائى نزد رؤساى داغستان ميرفت همچنين در محل گورى بدست گرجيها مغلوب شد و نادر به پاداش اين خدمات طهورث شاه را
هامش
( 1 ) - اين نزاع ميان محمد حسن خان قاجار و محمد زمان بيك كه از جانب پدر خود محمد حسين خان قراموسانلو در استراباد نيابت حكومت داشت واقع شد ، محمد حسين خان از اردوى نادر به استراباد آمده كله منارها ساخت ، جمعى را بىبصر كرد ( مترجم ) .
( 2 ) - در اين شورشها نوى امتعه خود را از دست داد ، بتاريخ او رجوع شود جلد اول ص 192 . بعد بحضور نادر در حوالى همدان رسيد ( 17 مارس ) .
( 3 ) - پيشتر در فتنه اول بينى او را هم بريده بودند ، او را سام بينى بريده مينويسند . ( مترجم )